X
تبلیغات
رایتل

اتفاقی که این روزها آنهم بر سر عزل و نصبی  در آموزش و پرورش شهرمان افتاده است ، به گمانم نسیمی بود که آتش زیر خاکستری را بر ملا کرد. آتشی که دودش شاید برچشم خیلی ها رود . چه آنانی که بانی این امر بودندو چه حتی آنانی که از دور دستی بر آتش داشتند.


روزگاری که شعار می دادیم "" آموزش و آرامش "" و حتی اندک انتقادی را بر نمی تابیدیبم ، شاید نمی دانستیم که روزی رفتارهای نسنجیده خودمان ، آرامش  آموزش این شهر را به یغما خواهد برد. 


دراین یکی دوسال اخیر شاید تعداد کسانی که به اکراه و در نهایت زشتی ، عطای حضور در مجموعه اداری و آموزشی شهر را به لقایش بخشیده اند ، از تعداد انگشتان دو دست فزون باشد . کم نیستند خادمانی که تمام هم و غم خود را عرصه مقدس تعلیم و تربیت گذاشتند و در نهایت  به نحو زننده ای که حاکی از طرز تفکر بانیان امر است ، رفتند و رفتند و رفتند.


نمی دانم چرا هیچ کس در این شهر نمی پرسد چرا آموزش و پرورش شهر دارد اینگونه بچه های خود را می خورد ؟؟؟ چرا آستانه تحمل ها اینگونه پایین آمده است ؟ چرا آمدن و رفتن برخی برای هیچ کس مهم نیست ، چرا برخی اجازه می دهند تا شخصیت حقیقی و حقوقی دیگران را اینگونه آماج خود رائی خود کنند. 


دراین قریب به دوسال که جز سکوت چیزی پیشه خود نکردم ، بسیار ناگفته داشتم که تنها و تنها به خاطر حفط همان آرامش کذایی دیگران ، درخود نگه داشتم  اما تنش های این ایام ، به گمانم برملا شدن همه زنجش هایی است که دراین مدت داشتیم می کشیدیم و به روی خود نمی آوردیم .


قصدم یک طرفه به قاضی رفتن نیست. چون در جریان همه مهمات قضیه آقای "" الف"" نیستم . اما بی شک در جریان همه مهمات جریان خود و همه نامه ها ، درخواست ها ، تلنگر ها ، هشدارها و.... خودم هستم که حتی هیچ مسئولی از صدرتا ذیل آموزش و پرورش شهر ، حتی زحمت پاسخ دادن را به خود نداد. 


بگذریم . از قدیم چه خوش گفته اند که زمستان می رود و روسیاهی به زغال می ماند. عمر ایام خدمت چندان طولانی نیست اما ای کاش در این عمر کوتاه کوشیده باشیم تا اگر دلی را به دست نیاورده ایم ، دلی را هم نشکسته باشیم .


رونوشت :

نماینده محترم شهر / امام جمعه / فرماندار محترم


زحمت رساندن رونوشتها به دست صاحبانش با شما خواننده عزیز 



.

امروزبه نوعی  آخرین روز از سال 1395 است. روزی که دست تقدیر در تقویم آنرا مزین به سالروز تولد حضرت زهرا (س) نموده است. این تقارن را بی شک باید به فال نیک گرفت و این الگوی همیشه زنده تاریخ را باید بیش از گذشته در زندگی خود ساری و جاری سازیم . روزی که هم به یمن میلاد ش روز زن و هم روز مادر نامگذاری شده است. 


مادرهایی که بی شک گوهرهای ناب خداوند در روی زمین خاکی هستند. 



نتیجه تصویری برای میلاد زهرا


میلادش خجسته  و حلول سال نو برهمه هموطنان عزیز مبارک باد. 



.

 

دوم  اسفند ماه ، سالیاد رحلت نیک زنی از سلاله پاک و پرنجابت عصمت و طهارت ، مرحومه حاجیه خانم خاتمی است. مادر شهیدی که در عمر با برکت خویش ، هرگز از مقام و موقعیت خود سوء استفاده ای ننمود و در روزگاری که به راحتی می توانست در بالاترین مناصب دولتی و غیر دولتی به خدمت مشغول شود ، همان مشی و سلوک ساده زیستی و خاکساری خود را پیش گرفت و چون اسوه ای برای همیشه در تاریخ پرشرافت این دیار ماندگار ماند.



دختری که نشانها از پدربه ارث برده بود و در روزگار فقدان پدر ، صدای گرمش ، زنده کننده  چون شیر زنی  با خطابه هایش ، در راه نشر تعالیم دین ، از هیچ کوششی فرو گذاری نکرد.  



اوبرخاسته از خاندانی بود که بی شک در تاریخ ایران زمین جز به  ایمان ، اخلاق ، نجابت ، خردورزی و مردم داری ، هیچ نشانی از خودبرجای نگذاشته اند.  او از خاندان مکرمی  بود که پدرشان یک عمر با تحجر و واپس گرایی جنگید و از طرفداران بی بدیل اسلام ناب محمدی در عصر فریب و ریا بود. خاندان پرشرافت خاتمی ، چراغی نیست که با مرده بادهای موسمی به خاموشی گراید و یا هرکس و ناکسی بخواهد مقام شامخ آن را خدشه دار کند.



خیلی ها شاید این روزها ، عرض خود می برند و زحمت ما می دارند ، اما هرگز فراموش نکنیم که همیشه در طول تاریخ ، آزاد اندیشی بهای سنگینی داشته است و متحجران واپسگرا، کم نبوده اند.



روان این ابرزن  نگین کویرایران زمین و اسوه فضیلت و مهربانی ، شاد ونامش همیشه ماندگار باد.   

 

=====================================================

 

همیشه در طول تاریخ ، بزرگان تاریخ ساز هم جادبه داشته اند هم دافعه ، خواه این بزرگ ، نبی مرسل باشد، خواه امام معصوم و خواه انسانی سوای این دو اما تاریخ ساز.


امروز کسی در کشور ما تن به خاک می سپارد که چه بخواهیم و چه نخواهیم نقش غیرقابل انکاری در پیدایش، شکل گیری ، ثمردهی و تحکیم‌پایه های نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران داشته است.

شاید تنهاکسی که توانسته بود آینده سیاسی و اجتماعی مرحوم آیت الله رفسنجانی را پیش بینی کند ، سید شهیدان انقلاب شهید بهشتی بود که در اوج تهمت و فشار و فحش و ناسزا بر خود به این مرحوم گفت:

:pensive: آسیاب به نوبت است.:pensive:

جامعه شناسان غربی معتقدند که انقلاب بچه های خود را میخورد. اما به گمانم ما این روزها بیش از انقلاب به بچه خوری عادت کرده ایم.

هاشمی یک انسان بود و به قانون انسان غیر معصوم جایزالخطاست ، هرگز شایدنتوان تمام قداز تمام عملکردش دفاع کرد ، اما به گمانم کم لطفی برخی این روزها به خوبی نشان از عادت زشت بچه خوری آنان دارد. کسانی که سن پدرانشان به سن مبارزه آن مرحوم هم نمی رسد چه برسد به سن خودشان !!!!

هاشمی هم رفت اما یادمان نرود که اگر انقلاب را دوست میداریم باید وحدت و همدلی خود را همچون اول انقلاب حفظ کنیم.ویادمان نرود که هرگز نخواهیم توانست برخلاف جریان آب اتقلاب شنا کنیم.

مردم که ولی نعمتان این انقلابند، هرکس را که بخواهند دوست خواهند داشت ، خواه ممنوع باشد خواه مجاز.

و یادمان نرود این جمله بزرگ از انسانی بزرگ‌که فرمودند: آسیاب به نوبت است.



=======================================



.


هر ملتی اگر وجدانی بیدار داشته باشد ، چند چیز برایش ارزش دارد و گاه تا سرحدجان ازآن حراست میکند.

اول سرزمینش، دوم دینش، سوم آدابش، چهارم آزادیش وقس علی هذا که ختم به کرامات و شرافت های اخلاقی میشود.

بی شک در برگ های تقویم هر ملتی هستند روزهایی که چون تلنگری بر اذهان میکوبند تا کسی فراموش نکند در عقبه های سخت ، چه بر ملتی گذشته است‌.

آری ، این مقدمه موجز را نوشتم تا در از روزی بگویم که به اشتباه برخی آنرا متعلق به جریان خاصی می دانند و عاشقانه سعی در کانالیزه کردن افکار مستمعان خود دارند.

هرکس سنی دارد خوب به یاد دارد که در روزهای نفس گیر تابستان و پاییز و زمستان ۸۸ بر کشورمان چه گذشت. وصدالبته به گزاف نگفته ایم اگر بگوییم همه قضاوت های ما گاه برخاسته از مقدماتی است که در اختیار داشته ایم و بی شک گاه فراتر از این مقدمات، بوده است مهماتی که ما نه دیده و نه شنیده ایم.

آری

هرکس غیرت دینی دارد لاجرم نه هتکاک ساحت قدسی ایمه ع و ارزشهای دینی است و نه هتکاک پسند‌

کشور ما این روزها از نعمتی بس بزرگ برخوردار است که به فرموده حضرت امیر ع یکی از دومجهول زندگی ماست. نعمتان ، مجهولتان ، الصحه والامان

آری، امنیت و آرامش کشور نه آسان به دست آمده است و نه آسان از دست خواهیم داد. اما یادمان نرود که از قدیم گفته اند میان دعوا حلوا پخش نمی کنند.

شوربختانه هستند کسانی که فراست خود را در گرفتن ماهی از آب گل آلود میدانند و حاضرند برای نابودی این کشور ، با دستمالی ، قیصریه را به آتش بکشند.

قانون اساسی ام التوجهات و التصمیمات این کشور است. اما باید اذعان کرد همین قانون شریف حق اعتراض را برای هر ایرانی در هر فرایند اجتماعی همچون انتخابات محترم شمرده است.

بستن فضای سیاسی کشور به گمانم راه چندان مطلوبی نباشد. بگذاریم دراین کشور "" قانون "" حرف اول و آخر را بزند. آنگاه مردم خود هرکس که در برابر قانون میل به عدول و تفسیر به رای و مصادره به مطلوب و... پیدا کند بی شک طرد و خوار و زبون خواهند کرد.

نه دی از آن روزهای ماندگاری است که معترضان قانون مدار واخلاق گراحتما بایدمسیر خود را از سواستفاده کنندگان هتاک جدا کرده و نشان دهند ارزشهای والای دینی و انسانی برایشان از پست و مقام فانی دنیا بس عزیزتراست.

اینکه آیا اینان مسیر خود را جدا کرده اند، قضاوت با ولی نعمتان کشور که همان قاطبه شریف مردم هست ، می باشد.


.

جامعه را انسان میسازد و شرافت هرجامعه بی شک برخاسته از شرافت رفتار اعضای آن است.
هنجار و ناهنجار، ارزش و ضدارزش وقس علی هذا همه و همه مرهون افعال انسانی در جوامع بشری است.
گاه آسیبی اجتماعی چون موریانه جامعه را درون میکند و غفلت امروز ، جز اشک حسرت فردا چیزی به دنبال ندارد.
این مقدمه موجز را از این جهت گفتم تا اهمیت موضوع مورد بحث ، بیش از پیش برایتان تبلور یابد.

ریاست محترم اداره ثبت احوال اردکان در گزارشی با ارایه آماری در خصوص وضعیت ازدواج در سال گذشته در شهرستان اردکان ، دونکته مهم را بیان کردند که به نظرم درخور تامل فراوان است.
به این دومهم دقت نمایید:

آمار ثبت ازدواج در نه ماهه امسال(۱۳۹۵) شهرستان اردکان:

در این مدت تعداد 447 واقعه ازدواج در اردکان به ثبت رسیده که نسبت به مدت مشابه در سال گذشته نزدیک به 15 درصد کاهش نشان می دهد

از این تعداد ازدواج 20 مورد آن مربوط به دخترانی بوده که سن آنها بین 10 تا 14 سال بوده است .

نسبت ازدواج به طلاق در شهرستان 12، استان 8 و در کشور 5 ( در استان به ازای هر 8 ازدواج یک طلاق ثبت می شود و در شهرستان به ازای هر 12 ازدواج یک طلاق ثبت شده است)


آنچه اکنون وحتی با نگاهی سطحی به این آمارتوجه هر بیننده ای را جلب می کند ، کاهش میزان ازدواج و ترویج زندگی مجردی و یا هم خانگی با پدر و مادرآنهم در سن ازدواجاست. این مسیله خود نکته ای است که بی شک باید توسط مسوولین فرهنگی شهر مورد عنایت ویژه قرار گیرد.
بی شک هرچه سن ازدواج در جامعه ای بالاتر رود، نسبت احتمال ابتلا به ناهنجاری ها و بزه های اجتماعی نیز افزایش می بابد.
مخصوصا در عصری که تکنولوژی زمینه های انحرافات اخلاقی را راحت تر از گذشته در اختیارافراد جامعه می گذارد.
فراموش نباید کرد که بیان این مسیله هرگز به معنای منفی نگریستن به جامعه شریف مجردی نمی باشد و چه بسا که برخی از مجردها ، پاکتر از متاهلان باشند که در منجلاف انحرافات اجتماعی دست و پا می زنند.
نکته مهم دیگری که درجای خود ارزش تفکر و تامل بسیار دارد این است که ترویج ازدواج در سنین پایین با توجه به عدم اشراف زوجین به مسایل زناشویی و آداب زندگی خود میتواند زنگ خطری جدی باشد.

متاسفانه جامعه در زمینه آموزش و آماده سازی فرزندان خود برای زندگی مشترک به شدت سهل انگاری کرده و ریشه بسیاری از نابسامانی های بعدی من جمله افزایش خطرناک رشد طلاق را باید در همین سهل انگاری ها دید.
فرزندان ما اکنون در فرایند تعلیم و تربیت های رسمی در مدارس کمتر به امور مهم و زیربنایی فراگیری آداب واخلاق اجتماعی می پردازند ، امری که بعدا متاسفانه ناهنجاری های زیادی در جامعه نظیر طلاق را رقم خواهد زد.

مسوولین محترم شهر:

دیگر تنها آلودگی مهمترین مشکل شهر نیست. لطفا از خواب برخیزید. فاجعه شاید نزدیک باشد. این نسل یا نسل بعدی ، مهم نیست، مهم بیدار شدن از خواب تغافل و تجاهل است.
باید کاری کرد


امر خطیر سرشماری به قول معاون محترم فرماندار با "" پایانی خوب"" به انجام رسید.

اکنون ودر اعلامهای غیر رسمی جمعیت شهرستان از مرز یکصد هزار نفر گذشته و اردکان به عنوان دومین شهرستان پرجمعیت استان ، خودنمایی میکند.

حال که برخی از دوستان خوشحال از این رشد جمعیتند شاید بدنباشد از منظری دیگر به این مهم پرداخته شود.

در مبحث جغرافیای ژیوپولتیک از عنصر جمعیت همزمان به عنوان "" تهدید "" و ""فرصت "" یاد میکنند.

بی شک باید مسوولین شهر این مهم را در نظر داشته باشند ( که قطعا دارند) اکنون این جمعیت فزاینده هم فرصت است و هم تهدید

وسوالاتی که فراروی شهروندان اردکانی است اینگونه است:

۰۱ آیا زیرساخت های شهری برای این رشد فراهم شده است؟

۰۲ در حوزه آموزش و پرورش افق آینده چگونه ترسیم شده است.؟

۰۳ امکانات تفریحی شهری آیا هم اکنون به اندازه جمعیت هست یا خیر؟

۰۳ در حوزه فرهنگ آیا برنامه مدونی برای این رشد در نظر گرفته شده است یا خیر؟

ودهها سوالی که قطعا همه دلسوختگان این شهر قبل از خوشحالی ازاین افزایش جمعیت دلنگران پاسخ های آن هستند.

آری ، گویند که پایان شاهنامه خوش ، خدا کند پایان شاهنامه شهرمان هم خوش باشد.



اربعین بیش از هرچیز دیگر یک عمود است تا راه گم نکنیم. نمادی است که بدانیم از عاشورا تا اربعین ، راه را درست آمده ایم یا نه

اربعین تبلور شعوری است که از عاشورا شروع شده و به انتهای سبز تاریخ بشریت ختم میشود.

تکریم اربعین ، تکریم باورهایی است که باید تا منتهی الیه روح یک مومن رسوخ کرده باشد و باوری ماندگار شده باشد.

اربعین ، فصل رسیدن به بلوغی است که جز با پای در وادی معرفت گذاشتن به دست نمی آید.

چله عاشورا، اربعینی است که لاجرم باید نهایت طلب یک عاشق پای در راه باشد. راهی که جز به تجدید عهد با آرمانهای والای عاشورا هموار نمیگردد.

آری

اربعین ، یک عمود است تا جاماندگان عاشورا ، در وادی پرضلالت دنیای یزیدی ره گم نکنند .

اربعین ، استمرارشعارهای پرشعور عاشوراست.


از سوی سازمان یونسکو، سومین پنج‌شنبه از ماه نوامبر هر سال را روز جهانی فلسفه نامیده اند. روزی که بی شک در پاسداشت قداست تعقل می تواند جایگاه قابل عرضه ای را ایفا کند. 


  فلسفه را چه در معنای عام آن که همان" تبیین عقلانی امور "  باشد جستجو کنیم و چه در معنای خاص که  " علم به احوال موجودات از آن جهت که وجود دارند " ، در هر معنا و مرادی که باشد  ، بی شک با ارزش ترین دانش بشری است زیرا تنها در این دانش است که "" گوهر "" وجودی آدمی و ملاک برتری او بر سایر مخلوقات که همان تفکر باشد ، به بوته ارزیابی گذاشته می شود. 


آنچه مهم است ، فاصله زیاد احوالات جامعه  تعقل گرا با جوامع احساس گرا ، تعصب گرا و جهل و یا تجاهل گراست. به قول زعیم فلاسفه جهان ، سقراط حکیم ، هیچ فضیلتی برتر از دانش نیست. 


انتظار می رود تلاش برای ساختن جامعه ای برمدار تعقل گرایی و خردورزی ، از آمال پر شرف انسان عصر مدرنیته باشد اما شوربختانه ، رفتارهایی که این روزها در جوامع بشری هم انجامش زیاد و هم مشتریانش زیادتر ، مشاهده می شود ، به خوبی واضح این مهم است که هنوز فاصله عمیقی تا نهادیه شدن ، خرد در جوامع انسانی داریم. 


کاش در گرامیداشت چنین روزپر شرفی  در کشورمان ، به فراخور حال مخاطبین ، بخش هایی از فلسفه که بی شک می تواند ، راهگشای آدمی در ساختن جامعه ای آباد بر مدار تفکر باشد ، به عموم عرضه می شد.


درد ما نبود دانش نیست ، این روزها درد بشر دوری از "" نطقی "" است که در تعریف انسان آن را ذاتی جداناپذیر انگاشته اند. نطقی که همان تفکر و تعقل است و بی شک بدون تعلیم فلسفه ، نمی توان انتظار برداشت محصولی از ذهن دور از فلسفه آدمیان داشت. 



.


یک زمانی اردکان سر بر آسمان مطبوعات استان می بالید. چه از حیث کمیت و چه از نظر کمیت ، رتبه ای کم نظیر داشت.

" آیینه" اش ، آیینه درد و رنج مردم بود و اهالی این شهر با " نفس تازه " اش جان میگرفتند.

سالها بود که سیمای معلم اخلاق شهرشان را در " سیمای اردکان " جستجو میکردند و مردمان بامروتش ، " مروت " بر دست "روزها " از سرچشمه " کوثر " حقایق جرعه ای نوش جان می کردند.

" روز دوم " همچون روز اول پرانرژی بودند و بر خود می بالیدند که در شهری زندگی میکنند که مطبوعاتش ، به همت جمعی بی ادعا ، اما پرتوان ، چشم به چشمان مردمانی دوخته اند که خواننده فهیم نوشتار آنانند.
اما اکنون جز خاکستری از آن آتش پر لهیب چیزی برجای نمانده است؟

نمایشگاه مطبوعات امسال در تهران نشان داد که مطبوعات محلی شهرمان دیگر نه رونق سالهای گذشته را دارند، نه توجهی از مسوولین پرادعای شهر میبینند ونه حتی محلی از اعراب

واین یعنی مرگ تدریجی فرهنگ یک شهر