X
تبلیغات
رایتل

رئیس مذهب  چاپ

تاریخ : پنج‌شنبه 29 تیر‌ماه سال 1396 در ساعت 08:46

.


دراینکه همه ائمه نوری و احد از نورالانوار می باشند ، شکی نیست و در اینکه هر امام همامی نقش سازنده ای در ترویج دین و تحکیم پایه های آن در جامعه داشته است  نیز شکی نیست ،  اما شاید بر ای برخی مخصوصا جوانان این سوال پیش آمده باشد که چراامام جعفر صادق (ع) را رئیس مذهب نامیده اند و نه این نسبت را به امام دیگری داده اند.


در سالروز شهادت این کوکب هدایت ، شاید بی مناسبت نباشد که به دلایل این مهم پرداخته تاهم ذکر خیری ازاین شهید راه عصمت و فضیلت شده باشد و هم سوالی پاسخ داده شود.


1-  نظر به اینکه بحث جدی شیعه و سنی در اوایل دوران امامت ائمه (ع)  چندان  مطرح نبود ، بنابراین ضرورت پرداختن  به جزئیات مذهب شیعه نیز چندان ضروری احساس نمی شد.


2-ازآنجا که نقل حدیث در زمان خلیفه دوم ممنوع وتا سال 99 هـ - ق ادامه یافت بنابراین نیاز به تبیین سیره نبوی در زمان ممنوعیت نقل وکتابت حدیث بیش از گذشته احساس می شد که امام ششم (ع) با درک مقتضیات زمان به این مهم همت گماشتند.


3- دوران انتقال خلافت از امویان به عباسیان ، دوران طلایی برای ائمه بود تا با تربیت و پرورش شاگردان ممتاز ، نقش اساسی خود را در حوزه تبیین معارف دینی ایفا نمایند. که دوران امامت امام جعفر صادق (ع) شکوفاترین دوران از این حیث به شمار می رود. حضور قریب به 4000 نفر در مجالس علمی این امام و پدر بزرگوارشان به خوبی گواه براین مدعا است .این حضور علمی به قدری پر رنگ است که حتی دونفر از روسای مذاهب اهل تسنن ( ابوحنیفه و مالک بن انس ) از شاگردان این امام بوده اند .


 

بنابراین نظر به اهمیت دوران زندگی امام ششم و نقش سازنده و بی بدیل ایشان در نشر معارف شیعه ، مذهب شیعه 12 امامی یا امامیه را مذهب جعفری نیز نامیده اند. بی مناسبت نیست کلام گهر باری از آن امام همام  حسن  ختام این نوشتار مجوز باشد. 




  أفضل العبادة العفاف .



امام جعفر صادق (ع) :  بهترین عبادت عفت است .



اصول کافی ، ج 3 ، ص 125



..


آب ، برای همه کم است  چاپ

تاریخ : سه‌شنبه 27 تیر‌ماه سال 1396 در ساعت 12:03

.


این روزها همه  استان یزد در گیر مسئله حیاتی کم آبی است . "" آب "" این نعمت بی مثال الهی که به فرموده خودش "" و جعلنا من الماء کل شیءحی "" باعث و اساس آفرینش هر چیز زنده ای است ، کمبودش این روزها بیش از گذشته احساس می شود. روزی نیست که در اخبار و رسانه ها سخن از کم آبی و تشویق مردم به صرفه جویی است اما در این میان ذکرچند نکته خالی از لطف نیست.


الف:  بر اساس آمار منتشره از مراجع رسمی قریب به 86 % آب استان صرف امور کشاورزی می شود. درصد بالایی که توجه به اجرای طرح های بهینه آب رسانی  و صرفه جویی در کشاورزی را بیش از پیش تذکر می دهد.

 

ب: متاسفانه و براساس سیاست های ظاهرا غلط گذشته ، اکثر صنایع مستقر در دشت مهریز - اردکان جزو صنایع  "" پر آب خواه "" بوده که  همین امر مصرف درصد قابل توجهی را به خود مشغول کرده است. 


اگر این روزها رسانه ها مردم را مدام به صرفه جویی در آب تشویق می کنند ، کافی است درصد مصرف بخش کشاورزی و صنعت را از آب استان با هم جمع کنند ، به گمانم اگر همه شهروندان یزدی تمام شیر آب منازل خود را هم ببندند ، مشکل چندان فرقی نخواهد کرد.

 

مضاف براینکه این روزها ، اداره و نهادهایی که خود باید متولی مصرف درست آب باشند ، چنان ریخت و پاش آبی دارندکه داد شهروندان را هم درآورده اند. مردم این روزها فهیم تر از گذشته می بینند و قضاوت می کنند ،  آیا به نظر شما با توجه به کم آب بودن استان یزد  شهرداری ها در غرس نهال ،  انتخاب  و کاشت    درختان گزینه های کم آب خواه را انتخاب کرده اند یا باری به هر جهت  هرچه رسیده اند ، کاشته اند ؟


این خبر از سال 1393  شاید برای نقل جالب  باشد:


به گزارش خبرنگار مهر، علی اسلامی، ظهر پنجشنبه در نشستی خبری در پاسخ به سئوال خبرنگار مهر در مورد الگوی مصرف آب، اظهار داشت: الگوی مصرف آب در کشور و حتی در جهان، 150 لیتر در شبانه روز به ازای هر نفر است که این میزان در استان یزد 142 لیتر است.

وی با اشاره به اینکه مردم یزد به طور میانگین هشت لیتر از سرانه الگوی مصرف نیز کمتر مصرف می کنند، بیان کرد: اینکه عنوان می شود مصرف آب در یزد بالاست به دلیل فعالیت کولرهای آبی است.

اسلامی خاطرنشان کرد: رقم آب مصرفی در استان یزد در تابستانها به 242 لیتر می رسد که 100 لیتر این میزان به خاطر استفاده از کولرهای آبی است وگرنه 97 درصد مردم یزد الگوی مصرف آب را رعایت می کنند.  ( منبع خبر)


پس به اعتراف خودتان مردم فهیم یزد اهل صرفه جویی و رعایت الگوی مصرف هستند ، مضاف بر اینکه توقع زیادی است که مردم در دمای بالای 45 درجه از کولر استفاده نکنند ، پس توقع معقول داشته باشیم تا جواب معقول هم دریافت کنیم. 


مسئولین محترم ، صرفه جویی   برای همه است نه فقط مردمی که کمتر از چنددرصد آب استان را مصرف می کنند و اکثرا هم در حد نیاز خود استفاده می کنند ، خواهشا این همه در گوش مردم صرفه جویی را زمزمه نکنید ، کمی  هم به شهرداری ها ، ادارات آب و فاضلاب ، صنایع فولاد و... هم تذکردهید که   ""  آب  هست ،  اما کم است ""



.

ماما دائی  چاپ

تاریخ : جمعه 23 تیر‌ماه سال 1396 در ساعت 08:55

 این روزها ، دیدن پیرانی که قریب به یک قرن ، عمر پر برکت خود را گذرانده اند ، فرصتی  است که کم نصیب همه می شود. پیرانی که عمری را به شرافت و قناعت و مناعت طبع گذرانده اند و وجودشان ، نعمتی است که باید قدردان آن باشیم.


محله  علی بیک از قدیمی ترین محله های اردکان است که بی شک خاطرات زیادی را در دل خود جای داده است. دراین محله قدیمی کم نیستند زنان و مردانی که از عهد قاجار تا کنون را کم و بیش به یاد دارند . آنانی که قرنی را به امید عاقبت به خیری سر کرده اند و هرگز شکوه ای روزگار نداشته اند.


"" ربابه چادر رسا "" که اهالی محل او را به نام  "" ماما دائی "" می شناسند، از آن پیرانی است که درک حضورش ، مغتنم است و صحبت هایش در نهایت حسن و لطف. در 9 سالگی با مرحوم علی جوکار ازدواج نمود و اکنون در سن 95 سالگی ، با وجود داشتن قریب به 100 نوه و نتیجه ، نبیره خود را می بیند. 


حافظه قوی و همچنین سلامت جسم و روان در این سن و سال شاید کم نظیر باشد. اواخر عهدقاجار را به خوبی به یاد دارد ، وقایع ننگین کشف حجاب رضا خانی را در اردکان برایت مثل خاطره دیروز ، تعریف می کند و از آداب و سننی می گوید که متاسفانه دیگر نشانی از آن در شهر نمانده است. 


بی شک ماما دایی  خود تاریخ فرهنگ عامه اردکان است . تاریخی گویا از شهر  و نمادی از زندگی پر سلامت مادری که افتخار مادر بزرگی یک شهید و یک آزاده را نیز دارد. 


آنچه در ذیل می خوانید ، گزارشی است که به همت خانم غفوری از نوادگان ایشان تهیه و در اختیار اردکان من قرار گرفته است. امید که این گزارش مورد عنایت همشهریان عزیز قرار گیرد. 



مامادایی در خانواده‌ای از خوبان و پاکانِ روزگار چشم به جهان گشود. پدرش عبدالحسین و مادرش سکینه نام داشت. عبدالحسین کشاورز بود و در سن جوانی (۳۷ سالگی) در سفر عتبات عالیات، در نجف، مبتلا به حصبه شد و دار فانی را وداع گفت. سکینه، زنی پاک و مؤمنه، در سن ۳۲سالگی به سوگ همسر نشست و از آن سال عهده‌دار تربیتِ مامادایی(ربابه) و خواهرش فاطمه( مادر اخوان فرزان از اطبای شهیر اردکان ) شد. 


ننه سکینه، مادرِ مامادایی، از کودکی در خانواده‌ای روحانی بزرگ شده بود. حجت‌الاسلام والمسلمین «حاج سید حسین مرتضوی» (عموی آیت‌الله سید روح الله خاتمی) صاحب فرزند نمی‌شدند و سکینه را که در همسایگی‌شان بود به فرزندی گرفتند؛ سکینه، از کودکی به جز  تابستان‌ها در خانه‌ی آسیدحسین مرتضوی بزرگ شد.


مامادایی رحلتِ آسیدحسین را به یاد دارد؛ او می‌گوید: یادم است که آسید حسین وضویی گرفت و آمد دراز کشید و دار فانی را وداع گفت. می‌گوید وقتی بر بالینِ آسید حسین رفتم، انگار سال‌ها بود که از دنیا رفته بود.


مامادایی که در خانواده‌ا‌ی مؤمن و باخدا تربیت و رشد یافته است، علاوه بر انس با قرآن و مفاتیح، کتاب‌های تاریخ و تفسیر را نیز مطالعه می‌کند. سواد مکتب‌خانه‌ای دارد و با «خط سیاق» نیز آشناست. قدیم،‌ آشنایان و همسایگانی که نمی‌توانستند اسناد را بخوانند، از وی کمک می‌گرفتند. 


وی یک دوره کامل ۲۷جلدیِ تفسیر نمونه را مطالعه کرده است. تاریخ انبیا، تاریخ امامان معصوم، مختارنامه، نفس‌المهمومِ شیخ عباس قمی (در کربلا چه گذشت)، تاریخ عامه اردکان، مکارم الاخلاق (زندگی‌نامه آیت‌الله العظمی فاضل اردکانی) و الگوی وقار (زندگی‌نامه آیت الله حاج ملامحمد حائری اردکانی) از جمله کتاب‌هایی است که وی تاکنون خوانده است.مادربزرگ ما قرآن و مفاتیح را با ترجمه می‌خواند.

 

او همیشه قلم و دفتری به همراه دارد و مطالبی را که در حین مطالعه برایش جالب است ، می نویسد ، وی اشعار و بخش هایی از کتاب فرهنگ عامه اردکان مرحوم طباطبایی و تمام کتاب مختار را  رونویسی کرده است.با دیوان حافظ نیز انسی عجیب داردو بعد از هربار تفال بع لسان الغیب ، اشعار را می نویسد.


این روزها مشغول رونویسی از کتاب زندگی‌نامه مختار است. می‌گوید دومین دفعه است که این کتاب را مشق می‌کند. مشقِ اولش را به دخترش خدیجه (مادر شهید) هدیه داده است و این مشق را می‌خواهد برای خودش نگه دارد.



بخشی از فرزندان و نوادگان ماما دائی در خانه علی بیک 


وی همچنین در جشنواره شعر و قصه گویی با گویش اردکانی ، شرکت کرده است و که در اختتامیه مراسم ، مورد تقدیر داوران قرار گرفته است. "" ماما دائی "" با رمان و  داستان نیز بیگانه نیست ، کتاب "" شورآباد"" محمد علی جمالزاده و 4 جلد از 10 جلد "" کلیدر "" محمود دولت آبادی و چند جلد از کتاب های  مرحوم جلال آل احمد را خوانده است .


از هم صحبتی با او خسته نمی شوی ، با گرم شدن صحبت ، تورا به اعماق تاریخ می برد  و چنان خاطرات را دقیق و باذکر جزئیات نقل می کند که گویی تمام صبحنه ها ، شخصیت ها و دیالوگ ها را با دوربین پیشرفته فیلم برداری کرده و به نمایش گذاشته اند.


حکایت دوران جوانی "" ماما دائی "" که توانسته بود روح تشنه اش را سیراب کند ، شنیدنی است . از همان ایام جوانی ، عاشق خواندن بود . زمانی که هم دوره ای ها و هم سن و سالهایش برای گذران اوقات فراغت به  دور هم نشینی و شب نشینی و ... مشغول بودند ، ترجیح می داد مطالعه کند  و حاضر بود تمام دارایی اش را بدهد تا برای مطالعه کتاب بخرد. 



ماما دائی ، نمادی از انس با کتاب 


 خود می گوید: درهمان ایام به دلیل کوچگ بودن منزلمان ، مدتی اجاره نشین شدیم ، کارتن کتابی از اموال صاحب خانه ، در آن خانه جا مانده بود ، که بعدها از یکی از اقوام صاحب خانه شنیدم کتابهای نفیس تاریخی بوده است ، برای مطالعه کتابها از صاحب خانه اجازه گرفتم ، با خواندن اولین کتاب ، دنیای جدیدی به رویم گشوده شد ، موقع مطالعه ، زمان را از یاد می بردم . بعد از تمام شدن هر کتاب ، به دنیال فرصتی بودم تا کتاب بعدی را شروع کنم. که البته  به خاطر مشغله های زیادی که داشتم ، فقط موقع شیر دادن ، فرصت مطالعه برایم فراهم می شد.


ماما دائی در سن 95 سالگی ، آنهم با سواد مکتب خانه ، هنوز می خواند و می نویسد ، داشتن چنین گنجینه هایی در دیار عالم پرور اردکان ، دور از انتظار نیست. 




عکسِ یادگاری نماینده شهر با مامادایی در روز رأی‌گیری



نقش آخر  چاپ

تاریخ : سه‌شنبه 20 تیر‌ماه سال 1396 در ساعت 17:43

شاید هنوز خاطرات دهه شصت و حال و هوای دبیرستان شهید انصاری ، مثل روز برایم زنده باشد. روزگاری که همه فعالیت های هنری مدرسه بر مدار یک فرد می چرخید و آنهم  "" محسن "" .  سرود می خواستی محسن .... تئاتر می خواستی  محسن  تیم فوتبال می خواستی  محسن ، عشق والیبال داشتی  محسن و  اینگونه بود که همه در دبیرستان ، همه چیز را به نوعی به او ختم می کردند.

   

خاک صحنه خورده بود و به غایت در "" سِـــن "" نمایش زندگی ، خوب نقش بازی می کرد. اما به گمانم برخی حوادث دهه شصت و هفتاد ،رمق هنری اش را کشیده  بود و به قولی کنج عزلت گزیده بود. این اواخر تنها به تماشای هنر دیگران می نشست بی آنکه کسی بداند خود چه هنر وافری دارد. 


بعدها که فارغ التحصیل شد ، عشق پرسپولیس او را به خرید مینی بوسی به رنگ عشقش کشاند که با نوشته پشتش در خیابانهای شهر ، جولان می داد "" قرمزتــــــــه ""


اما :

دست تقدیر روزگار از این مرد دل آرام اما پر هیاهو ی  کار و فعالیت هنری ، ویلچر نشینی ساخت که شب ها وقتی پیاده روی یا دوچرخه روی می رفتم به رسم ادب ، دقایقی را مهمانش بودم. 


کوهی از امید ، سپاس و انرژی بود و دراین مدت آشنایی ، هرگز ندیدم از روزگار که درحقش خیلی هم خوب نکرده بود ، گله یا شکایتی کند. صبور بود و هرگز کلامی  در ناشکری از خدایش نگفت.

 

اوهمه نقش های زندگیش را به خوبی بازی کرد ، مخصوصا این نقش آخری که هرگز از کارگردان زندگی اش ننالید و جز کلام مهر و صبوری بر زبان نیاورد .


مصیبت از دست دادن مرحوم "" محسن فولادی "" را قبل از هر چیز خدمت خانواده معززش مخصوصا دختران هنرمندش ، همسر شکیبا و پدر داغدارش  و مخصوصا سرور عزیزم جناب آقای حاج محمد رضا دشتی عرض تسلیت نموده و شادی روحش و غفران الهی برای آن سفر کرده و  شکیبایی تحمل این مصیبت برای بازماندگانش را از خداوند منان خواهانم .




.

شهر را می سازند ، نمی خرند  چاپ

تاریخ : شنبه 17 تیر‌ماه سال 1396 در ساعت 18:16

ازدیر زمانی که انسان  مدنی بالطبع بودن را آویزه گوش خود ساخت ، ""  امنیــــــــــــــــــت ""  جزء لاینفک شهرو هر آبادی مسکونی شد. بقدری این عنصر مهم و قابل تامل است که اساسا نمی توان شهری را بدون امنیت تصور نمود در عین حالی که برای زندگی ، محلی مناسب باشد. 


این روزها ، خیلی ها از بروز برخی ناامنی ها در جامعه نالان هستند و از پاره ای اتفاقات در سطح شهر ، گله مند که در جای خود هم مهم است و هم توقع به جایی . اما بیش از آنکه  دیگران را مسئوول ایجاد امنیت برای خود بدانیم شاید مرور این نوشتار بد نباشد. 

.

 


 امنیت تنها در امنیت ظاهری و جلوگیری از بروز سرقت و .... خلاصه نمی شود. در  نگاهی فراتر از همه اینها ، موارد مشخص دیگری نیز به عنوان "" امنیت "" و مظاهر آن باید شناخته شود. نظیر امنیت اخلاقی ، رسانه ای ، نوشتاری ، رفتاری و ...


جامعه ای متعالی است که شهروندان آن بیش و پیش از آنکه چشم انتظار متولیان رسمی ایجاد امنیت باشند ، خودبرای اقامه امنیت ، قیام کنند . قیامی که باید به عنوان فرهنگ ساخته شده و نسل به نسل انتقال یابد. 


زمین قابل خرید و فروش است  و به قولی منقول اما فرهنگ و آداب اجتماعی غیر منقول وخریدنی نیست. فرهنگ را باید بسازیم . از بچه هایمان شروع   کنیم تافردانسلی پر امنیت داشته باشیم. 


مطمئن باشیم زیر سوال بردن خدمات صادقانه نیروی خدوم انتظامی و نهادهای مرتبط در خصوص امنیت ، مشکل شهر را حل نخواهد کرد. مشکل شهر زمانی حل می شود که هر شهروند پلیس خود باشد ، هر اردکانی یک قائم به فرهنگ سازی امنیتی باشد. وگرنه اینگونه ترک تازی ها در عرصه نوشتن  که برخی پیش گرفته اند، مشکلمان را حل نخواهد کرد.





.

کبوتر خبر ساز  چاپ

تاریخ : یکشنبه 11 تیر‌ماه سال 1396 در ساعت 13:20


گاهی دلم برای شهرم می سوزد ، از شبکه تابان بگیر که گاهی خبرو حکایت و... از همه جای استان برای پخش دارد الا این ""  بزرگترین "" شهرستان استان  ، تا فضاهای مجازی شهر   که این روزها هرکس در کپی ، پیست  قوی تر باشد ، اوخبرنگار تر است ،  بی آنکه در تولید محتوا ، ، دستی حتی گاهی دور بر آتش داشته باشند.


دو روز گذشته ، به گمانم تنها خواجه حافظ شیراز بود  که در کنار مهمان ورزشکار و صدالبته "" کفتر خر "" شهرمان عکسی به یادگاری نگرفته است  و این بمب خبری چنان شهر بی خبر اردکان را تکان داد ، که جور همه بی خبری های شهر را کشید .


البته وظیفه خود می دانم به عنوان یک اردکانی ، مقدم مهمان عزیزمان را گرامی بدارم و از همه کسانی که با گرمی از ایشان استقبال کردند ، کمال تشکر را ابراز دارم چون مهمان حبیب خداست و قدمش بر دیدگان 

*********************************************


این مقدمه طنز آلود ، دست مایه ای شد تا به "" عدم تولید  خبر"" در شهرم اشاره ای داشته باشم . صادقانه اگر یکی دو نهاد مخصوصا "" شهرداری "" را از مجموعه شهر حذف کنید ، به نظر شما در گرو ههای مجازی و سایت های خبری دیگر خبری برای نشر وجود دارد ؟


شهرداری که اهالی خوبش به نظر من کم نمی گذارند ، هرچند این روزها ، توقع شهروندان گاهی فراتر از شرح وظایف اهالی بلدیه است ، نوک پیکان همه نوشته های منتشره دراین ایام است.


ازآن دکتر حجت السلام بگیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر تا دوستی که ذره بینش تنها مشکلات شهری را می بیند و کمتر سراغی از روی دیگر سکه در کانال و گروه و ... اش مشاهده می شود.


روی دیگر سکه خودما هستیم. 


مایی که به راحتی در ساعتی غیر از مشخص شده ، آشغالهایمان نه درب خانه خودمان ، که درب خانه همسایه رها میکنیم و توقع حضور هرلحظه ای رفتگران عزیز را داریم .


روی دیگر سکه ، بچه زبان نفهم من  است که شب در پارک آزادی نهال یکی دوساله شهرداری را از بیخ می کند بی آنکه کسی معترضش شود. 


روی دیگر سکه درخت خیابان های  سعدی  اردکان است که شبانه قلع و قمع می شودو تعدادشان کم نیست ، بی انکه بدانیم همین شهرداری  چه مایه غم خورد تا گل برآرد. 


روی دیگر سکه همان کاندیدای شورای شهری است که به جای اینکه خود مجری قانون باشد ، هنوز عکس های پر از لبخندش بر در و دیوار شهر ،زشت نمایی می کند.


روی دیگر سکه چراغ راهنمایی سه راه حافظ است که  برخی موتوری  ها و ماشینی ها چنان از رنگ قرمزش رد می شوند که انگار نه انگار اینجا شهر فرهنگ  و ادب است 


آری برادر :


شهرداری را ول کنیم ، خودمان را بچسبیم که بیش از همه به تریبت آن نیاز داریم . 




.


پراید وسیله است یا هدف ؟  چاپ

تاریخ : شنبه 10 تیر‌ماه سال 1396 در ساعت 09:18

.


پنجشنبه و جمعه آینده همزمان در سراسر ایران و حتی خارج از کشور 930 هزار و 208داوطلب در رقابتی سخت به نام ""  کنکــــــــــــــــــــــور"" پنجه درپنجه  چهار ساعت رقابت نفس گیر می اندازند.  


شاگردان خوبم که ازهمین جا برایشان آرزوی موفقیت دارم،  به خوبی می دانند که این چند روز باقیمانده را بیش از آنکه به فراگیری مطالب علمی مشغول شوند، باید از نظر روحی و روانی خود را بسازند .کنکور پروسه ای نفس گیر است و کسی که  علم را با آرامش و اعتماد به نفس عجین سازد برنده  بزرگترین  آزمون کشورمان است. 


چند سالی است که مدیران آموزش و پرورش شهرمان ، با نصب العین ساختن پرایدی امانی ، سعی در تحریک دانش آموزان به کسب رتبه تک رقمی منطقه و...  دارند. دراینکه تشویق  ""  بای نحو کان "" در هر سن و دوره ای از زندگی تاثیر فراوانی دارد ،  جای هیچ  شکی نیست. اما اینکه  ""  پراید "" را هدف و نهایت آموزش و پرورش شهر بدانیم یا "" وسیله "" این نگاه از هر چیزی مهم تر است.


نتیجه تصویری برای رونمایی از پراید آموزش و پرورش اردکان


آیا آموزش و پرورش تنها رسالت خود را در کسب رتبه های زیر هزار می داند یا پرورش و تحویل انسانی بر مدار ایمان و اخلاق ؟ این مهمترین سوالی است که بی شک مدیران ارشد وزارت آموزش و پرورش باید پاسخگو باشند . 


هنوز هم خیلی ها براین عقیده اند که مسئولین آموزش و پرورش همانند بسیاری از مدیر  ان شهر ، دلخوش به آمار و ارقامی هستند که تنها نمادی از کمیت است واین آمارها ، آ گاهی نمود چندانی از کیفیت ندارد. 


هرکس در این شهر معلم باشد شاید با حرف حقیر موافق باشد که دانش آموزان هرچه می آیند در بسیاری از زمینه ها نظیر "" قرائت فارسی "" "" روان خوانی قرآن"" "" فهم سوالات مفهومی ""  "" بروز آداب حسنه اجتماعی ""  و حتی به جز چند آموزشگاه که دانش آموزان را ملزم به  پوشیدن لباس فرم نموده است ، در "" نوع پوشش""  در مدارس نیز ، ضعیف تر از قبل خود نمایی می کنند.  


هرچند در حسن نظر مسئولین آموزش و پرورش نباید شک داشت و بی شک آنان همه زحمت خود را برای ارتقاء معنوی آن به کار گرفته اند ، اما آنچه در عمل به چشم می آید ، فاصله زیادی با آرمان شهر آموزش و پرورش پویا و خلاق و... دارد. 

  

آری :


کاش می شد به جای "" هدف "" قرار دادن پراید     آنرا   "" وسیله "" ای برای ارتقاء سطح عمومی آموزش و پرورش شهرمان قرار دهیم . آموزش و پرورشی که  جامعه را می سازد ، جامعه ای که  دکتر و مهندس و وکیل و... آنرا نمی سازد ، بلکه  "" انســــــــــــــــــــــا ن  """  آنرا خواهد ساخت.



آب را گل نکنید  چاپ

تاریخ : پنج‌شنبه 8 تیر‌ماه سال 1396 در ساعت 15:01

روزی که برای همیشه تلگرام را ترک کردم به این باور رسیده  بودم که علیرغم محاسن زیادش ، متاسفانه گاهی جنبه های منفی اش ، رنگ و بویی بیشتر دارد. رنگ و بویی که شاید به اختلال زندگیت هم منجر شود.

 

رنگ و بویی که گاه از لجن زار سیاست زدگی ما ، برمی خیزد و گاه از مطامع دنیوی . گاه به چند خط ، حرمتی هتک می شود و گاه به چند کلمه ، ناعزیزی ، در جمعی عزیز می شود.

 

این روزها کم نیستند کسانی که در راه اثبات خود ، به دنبال نفی دیگران هستند و شوربختانه  برای  این اثبات ، متوسل به انواع بداخلاقی های مجازی و یا حقیقی هم می شوند.

 

جاهلیت مدرن در قالب بازی با کلمات و هشتک هایی ظهور پیدا کرده است که یکی دو روزنوشت قبل ، هشدار آنرا داده بودم .اما ظاهرا در آرام شهر اردکان ، قطار کلمات برخی ، چنان لجام گریخته بر اریکه کاغذ جولان می دهد که آدمی حسرت زندگی در شهر اخلاق را با تمام وجود حس می کند.

نمی خواهم در این مقال از کسی نام ببرم ، امانمی دانم چرا دوستانم این روزها ، کم جنبه تر از گذشته ، از کلماتی استفاده می کنند که جنبه های بدآموزیش در یک متن شاید به مراتب بیشتر از دهها سخنرانی باشد.


دوستان عزیزی که این روزها  مدام پز آمار بالای اعضای کانال و گروه خود را در تلگرام می دهند ، آیا هنگام نوشتن مطلبی ، به سطح فهم و برداشت و درک و.... همه مخاطبان خود توجه کرده اند؟

 

آیا کسی در این شهر از خود پرسیده است  کلماتی چون # کثیف     # تمیز   # دلواپس   # آتش به اختیار  # لجن پراکن    # خیانت   # فرومایگی   # خبیث   # بی اخلاقی    # پاچه خواری   # بدسرشتی      و کلماتی از این دست  چه تاثیری در تریبت نسل جوان ما خواهد داشت ؟ وچگونه فرهنگ لغات فرزندانمان را عوض خواهد کرد؟

 

نه آن کس که ادعای اصلاح طلبی می کند حق دارد از این کلمات استفا ده کند ونه کسانی که داعیه اصولگرایی دارند ، همه در چارچوب قانون حق نقد منصفانه و در خور شان دارند ، اگر هم قرار است میزانی برای رد یا پذیرش نقدی باشد همان "" قانون"" است و بس نه اینکه چون فلانی با سلیقه سیاسی من جور نیست خودش و حتی پدرش آماج  بدترین الفاظ و نسب ها قرار گیرند و چون فلانی هم سلک من است ، بری الذمه از هر نوع خطایی باشد.   

 

البته به گمانم بزرگترین اشکال فضای مجازی شهر، به نوعی عدم نظارت دقیق بر محتوای مطالب آن توسط مسئولین ذیربط می باشد. قلم ها قداست دارند و پاسداران قداست آنها ، کسانی هستند که خود باید بیش از همه دلشان حال قلم س وخته باشد .

 

مدتها قبل از خبرها آمده بود که فرماندار محترم ،مشاور صنعتی خود را منصوب کرده اند ، سوال حقیر از جناب آقای مقیمی فرماندار محترم این است ؟ مشاور فرهنگی و رسانه ای شما کیست ؟ و اگر هم منصوب است ، چگونه در رصد فضای مجازی شهر ، شما را یاری می رساند ؟

 

آری ، احساس خوبی نسبت به فضای سنگین مجازی شهرم ندارم، یکی هنوز شهردار نشده برچسب فلان می خورد و برخی در زمزمه هایشان از فرماندار جدید حرف  می زنند ،  به گمانم تنها دو شاخصه برای قبول مسئولیت در این شهر باید ملاک باشد و بس آنهم    تعهد و تخصص    نه حزب و خط و جناح

 

شهردار ویا فرماندار آتی اردکان خواه به رئیس جمهور فعلی و خواه به رقبای او رای دباشد ، مهم نیست ، مهم خدمتگزار بودن او برای شهر است و بس . مگر مردم چیزی غیر از این می خواهند؟


 و درآخر اینکه :

دوستان عزیزم : نهر روان فضای مجازی شهر را آلوده کلمات و جملات خود نسازید . به قول سهراب عزیز

 

آب  را گل نکنید ، در فرو دست انگار ، کفتری می خورد آب





.

محکم یا متشابه؟  چاپ

تاریخ : دوشنبه 5 تیر‌ماه سال 1396 در ساعت 17:32

.

در علوم قرآنی آیات قرآنی ، آیات قرآن را به دو دسته محکم و متشابه تقسیم نموده اند ( برای آشنایی بیشتر به ادامه مطلب مراجعه شود)




دراینکه کلام ولی فقیه ، فصل الخطاب جامعه "" مردم سالار دینی ""  است  ، مهمی است که هیچ شکی درآن نیست ، اما دراینکه فهم و درک مخاطب کلام و حکم ولی فقیه ، هم سطح کلام ایشان باشد، امری است که محل شک فراوان است.


امروز در خطبه های نماز عید سعید فطر ، به گمانم مقام معظم رهبری دربیانی لطیف ، مشتابهی از سخنان خود را در قالب محکمی بیان  کردند تا درس عبرتی باشدبرای کج فهمانی که حتی سخنان رهبرشان را به نفع منافع خود تحریف می کنند و استاد مصادره به مطلوب هستند.


"" آتش به اختیار "" که چند روز قبل رهبر معظم انقلاب ازآن استفاده کردند ، متشابهی بود ( البته برای برخی  ، وگرنه کلام ایشان ازهمان اول هم محکم بود) که امروز وبا عرض حاشیه ای برآن کلام ؛ به محکمی تبدیل شد که راه را بر هر سوء استفاده کننده ای خواهد بست .


بخشی از سخنان مقام معظم رهبری درخطبه های نماز عید فطر :


- آتش به اختیار به معنی کار فرهنگی خودجوش و تمیز است.
 
- آتش به اختیار به معنی کار بی قانونی و فحاشی نیست.

- آتش به اختیار به معنی بی نظمی و مدیون کردن جریان مومن و انقلابی نیست.


 

مگر می شود رهبر جامعه اسلامی را تصورکرد که امر به بی نظمی ، بی قانونی و یا خدای ناکرده فحاشی دهد؟ آنهم بی قید و حد و مرز .... هرگز  هرگز  .... کسی که زعامت جامعه اسلامی را بر عهده دارد ، بی شک خود بیش از دیگران ، آمر و عامل قانون ، وحدت و حرمت خواهد بود که هست. 


مخاطب امروز مقام معظم رهبری بی شک ، مدعیان ولایتی بود که این چند روزه در پوست خود نمی گنجیدند و سراپا شور و شعف بودند ، آنهم بخاطر کج فهمیشان از م حکمی که هرگز متشابه نبود اما درک آنان و به قولی "" بصیرتشان"" جز  "" خود سری "" چیزی را برداشت نمی کرد.

د ر کشوری که همه مسئولان آن مخصوصا مقام معظم رهبری به کرات همه را به وحدت و همدلی دعوت کرده اند ،دور از انصاف است که بخواهیم ، جو زدگی ها و یا ابراز عقده های شخصی و ... خو د را به پای "" آتش به اختیار "" رهبری  گذاریم .


اکنون مهمترین سوال از برادران  همیشه دلواپس  این است ،  شما برای کار فرهنگی  خود جوش و تمییز که مد نظر رهبر معظم انقلاب است چه برنامه ای دارید ؟؟ و یا نکند معظم له دوباره باید محکم  "" خودجوش "" و "" تمیز "" را بسان متشابهی  شرح غرض نماید؟


امید که همه در راستای حفظ وحدت میهن اسلامی مان ، بیش از پیش کوشا بوده و این نظلام را به نحو احسن حفظ نمائیم. انشا الله





.

 

ادامه ...

حرکتی ستودنی  چاپ

تاریخ : یکشنبه 4 تیر‌ماه سال 1396 در ساعت 17:49

 به نقل از پایگاه خبری" "    اردکان گویا    ""  جمعی از جوانان محله علی بیک در حاشیه مراسم جزء خوانی خود در ماه مبارک رمضان از بیمار محله خو دعیادت کردند که به نظرم حرکتی ستودنی و تقدیر  است.


اینگونه است که قرآن را رنگ عمل پوشانده و به متن زندگی وارد می سازیم . باشد تا این فرهنگ خوب رمضان ، در بقیه ایام سال ، جریان داشته باشد.



( تعداد کل: 761 )
   1       2       3       4       5       ...       77    >>