X
تبلیغات
مجتمع فنی
رایتل
...

این روزها که هم موبایل فراگیر شده و هم سلفی گیری، فضای مجازی مملو شده از این افاضه فیض های مدرنیته

اما مروری بر صفحات اجتماعی برخی از مسوولین اجرایی ، شهر،استان و کشورمان نشان می دهد که سلفی گرفتن از تب به نوعی بیماری اجتماعی در حال گذر است.

شاید در هیچ و یا کمتر کشور توسعه یافته ای شما مسوولی را می بینید که در اوج جلسه مهم کاری صفحات اجتماعیش را با سلفی من و مثلا استاندار همین الان یهویی به روز کند.

به نظرم فرهنگ سازی لازم در این خصوص انجام نشده است.

سالها پیش ازیکی مقامات بلندپایه حاضر در اجلاس داووس سوییس خواندم که در یک جلسه کاری چندساعته نه موبایلی زنگ خورد،نه کسی مکالمه ای داشت و نه ازجلسه رسمی برای جواب دادن بیرون رفت.

اول به خودم و بعد به همه کسانی که در جلسات رسمی شرکت دارند توصیه می کنند به حرمت سایر عزیزان حاضر تلفن های همراهشان را کنار بگذارند.

تجربه ثابت کرده است دراین ربع قرن که از ورود تلفن همراه به ایران میگذرد ،هیچ اتفاق مهمی با پاسخگویی و یاعدم آن در جلسات مهم نیافتاده است.

پس خواهشا کمی مودبانه در جلسات رفتار نماییم.


..

.

لغت نامه مرحوم دهخدا:‌


دولت . [ دَ / دُو ل َ ] (ع اِ) ثروت و مال . نقیض نکبت . مال اکتسابی و موروثی . (ناظم الاطباء). مال . مال و ظفر را دولت بدان سبب گویند که دست به دست میگردد. (از غیاث ). ثروت و مکنت و نعمت 

                                پیر و فرتوت گشته بودم سخت              دولت تو مرا بکرد جوان .



دولتها ، بی وجود ملتها به قولی ، سالبه به انتفاء موضوع هستند. نمی توان دولتی را دولت نامید بی آنکه ملتی در پسای آن ، موجبات یاری و دلگرمی آن را فراهم نکند. 


شاید از عیب های مشهود ما این است که در هر دوره ای به نحوی از انحاء ، دولت  را جدا از ملت مفروض دانسته ایم. جدایی که اول از همه از خزعبلات و توهمات سیاست زده برخی از ما ناشی می شود ، هنوز نتوانسته ایم به آن بلوغ سیاسی برسیم که  دولت را از خود بدانیم ، خواه بر وفق مراد سیاسی ما باشد و خواه نباشد. 


بی شک کشوری توسعه یافته است که روح همدلی ملت و دولتش فراگیر باشد و اگر غیر از این مهم باشد ، پس رفتگی  اولین و آخرین دستاورد این  مردم خواهد بود.


همچنانکه از دولتها انتظار داریم به "" قانون "" احترام گذشته و در اجرای آن ساعی باشند ، باید به خود و دیگران نیز بقبولانیم که هر شهروند ملزم به اجرای قانون است. خواه این قانون بر له ما باشد ، خواه بر علیه 


هفته دولت ، هیچ مزیت دیگری نداشته باشد ، حداقل باید این مهم را برایمان تداعی کند که مردمی فرهیخته هستند که بیشترین حمایت را از عملکرد قانونی دولت های خود داشته باشند. 



.

شاید آرزوی خیلی ها این است که روزی جامه ای سپید بر تن کنندو در قامت استوار پزشکی به هم نوعان خود خدمت کنند. این ارزش گذاری حتی در آموزه های دینی هم مورد تاکید قرار گرفته است ، تا جایی که  از بزرگان دین منقول است ، العلم ، علمان ، علم الادیان و علم الابدان 



آری:‌

اما نباید فراموش کنیم که این رشته سخت ترین رشته ها نیز هست . سختی آن شاید تنها  در شیف های شب و ساعت ها در اتاق عمل روی پا ایستادن نباشدو... نباشد ،  به نظرم سختی آن زمانی مشهود است که جان انسانی در دستان  تو قرار میگیرد. 


یک لغزش سهوی شاید روحی را از کالبدی جدا کرده و جمعی را عزادار خود نماید. اما روی دیگر سختی این سکه ، جانی است که به همنوعی بخشیده می شود. آرامشی است که به زندگی جمعی بر می گردد و دعای خیری است که بدرقه راهت می شود. 


آری

از هر دوجنبه ، پزشکی  به نوعی  سخت ترین شغل عالم است.  این روز که به یمن تولد شاهزاده اطبا ، نابغه شرق ، حکیم حسین بن علی سینا ، روز پزشک نامیده شده است ، بر همه سپید پوشان خدوم کشورم مبارک باد. 



.



چند روز گذشته به نقل از آقای رادمنش معاون محترم  آموزش ابتدایی اداره کل آموزش و پرورش استان ، خبری در محافل خبری استان دست به دست گذشت که در فحوای  خود ، حاوی نکات تامل برانگیز زیادی بوداز جمله :


 ** رشد 43 درصدی دانش آموزان مقطع ابتدایی  در استان 

**افزایش 6000 نفری دانش آموزان در این مقطع نسبت به سال گذشته 

** پنج هزار از این شش هزار نفر غیر بومی هستند !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

4**هزار دانش اموز جدید یعنی 200کلاس و 25 مدرسه جدید با سیصد نفر پرسنل جدید

** بالاترین آمار ثبت نام جدید مربوط به شهر یزد و شهرهای میبد و اردکان در مقام بعدی از نظر تعداد ثبت نام جدید (مهاجرت )بوده اند!!!!!!!!!!!!!!!

**   افزایش مهاجرت از روستاها به شهرها به نسبت سرانه دانش آموزی از 11 % در چهار سال پیش به 18 % در سال جاری 

از تعداد پنج هزارو 563پرسنل شاغل در مقطع ابتدایی استان یزد ،تعداد چهار هزار و 4نفر زن هستند که 72درصد را شامل می شود که این مسئله در مقاطع پنجم و ششم و مدارس پسرانه ما را با مشکل مواجه خواهد کرد ،چون فقط 18درصد یعنی هزارو 559نفر را معلمان مرد تشکیل می دهند .

**اتباع خارجی در استان یزد در مقطع ابتدایی در سال جاری، تعداد 8هزارو 508نفر یعنی هفت و نیم درصد کل دانش اموزان ابتدایی استان هستند.

**23مدرسه خاص اتباع در استان راه اندازی شده که پنج هزارو 500نفر را شامل می شود و سه هزار دانش اموز اتباع در کنار دانش اموزان ایرانی در سال تحصیلی جدید مشغول به تحصیل خواهند شد.

************************************************


اکنون و با نگاهی حتی سطحی به این آمار و ارقام به خوبی می توان فهمید که موازنه آموزشی در استانی که 22 سال صدر نشین کنکور بوده است در حال هم خوردن است. نتایج امسال کنکور سراسری نشان داد که آموزش و پرورش استان به چاره اندیشی اساسی نیاز دارد. هرچند نمی توان افت کیفی آموزشی استان را تنها به مهاجرین و اتباع ربط داد ، اما به گمانم ورود افرادی با هویت ، فرهنگ ، آد اب و رسوم بعضا مخالف با فرهنگ و آداب و رسوب استان یزد، در آینده ای نه چندان دور ، هم ریختگی عجیبی را در بوم فرهنگی استان به بار خواند نشاند.


البته شرایط اقتصادی و صنعتی استان ایجاب می کند که هرکارگاه و کارخانه ای برای جذب نیروی کار ، به نیروهای غیر بومی و مهاجر روی بیاورد  و شاید گریز و گزیری هم در این خصوص نباشد ، اما ترسیم یک نقشه مهندسی شده از فرهنگ متعالی استان برای یک چشم انداز حداقل یک دهه ای ، شاید بتواند از پس لرزه های این هجوم فرهنگی بکاهد.

هدف ازاین نوشتار تنها تلنگر به مسئولینی بود که صد البته خود بیدارند و دردمند فرهنگ استان . خوشبختانه در آخرین نمازجمعه شهر هم، امام جمعه محترم ، به خوبی اهمیت فرهنگ  و پاسداشت آنرا بیان نموده و از صنایع توجه بیشتر را به حوزه فرهنگ خواستار شدند.



به امید بازگشت به روزهای خوش فرهنگی در استان




...

 

 

 
این روزها اردکان در حال و هوای ازدست دادن جوانی از جوانان خود است.

اولا :
قبل از هر چیز به رسم ادب ضمن عرض تسلیت به خانواده محترم مومنی و فامیلهای وابسته شادی روح آن مرحوم را از خداوند منان خواهانم.

دوما: اگر نگاهی به سطح شهر داشته باشید ، متاسفانه تعدادسوانح درون شهری اردکان شاید از میانگین کشوری هم بیشتر باشد.
سوانحی که یا جرحی است یا فوتی .چه جرحی باشد وجوانی را از سلامت بدن بیاندازد و چه فوتی باشد که طایفه ای را عزادار نماید، درهر دو صورت به گمانم ، زیبنده این شهر نیست.

سالهاست که همه میگویند تعداد موتورسواران اردکانی که معمولا قریب به اتفاق از قشر جوان بوده ومعمولا هم بدون گواهینامه بوده و هم نه مهارت رانندگی دارند و نه از قوانین پیروی میکنند ، معظلی برای شهرشده است.

هرچند خادمان نیروی انتظامی تمام هم و غم خود را جهت پیشگیری از وقوع حادثه خرج میدهند ، اما به گمانم خودمان هم باید آستین همت بالا زده و در فرهنگ سازی سهیم شویم.

این رویه ادامه پیداکند ، شاید هر روز داغ جوانی بر دلمان نشیند.

سالهاست که بخشنامه های صوری جهت جلوگیری از ورود موتورسیکلت به مدارس ارسال میشود ، اما دریغ از اجرای کامل آن .
البته مدارس هم چندان تقصیری ندارند؛ اگر از ورود وسیله نقلیه دانش آموز به مدرسه جلوگیری کنی ، کوچه پشت مدرسه پارک میکنه و میاد.

از شورای محترم ترافیک شهرستان و شورای عمومی فرهنگ شهر عاجزانه خواهانیم فکر عاجلی اندیشند.

شاید فردا دیر باشد.

مدتها پیش مطلبی  تحت همین عنوان از حقیر منتشر شد اما به گمانم حال و روز این ایام   موقوفات مخصوصا بحث تعیین اجاره  و ... مرا به نوشتن  متنی جدید وا داشت. امید می رود که بزرگان شهر وکشور در مسیری گام نهند که اهداف متعالی  "" وقف "" به ثمر نشیند. 


وقف ، سنت حسنه ای است که بی شک ب  هم باید گسترش یافته و هم از آن به خوبی  حراست شود. اینکه شخصی با رضایت کامل ، بخشی از مال خود را  در راهی عام المنفعه  وقف می نماید ، بی شک ، نشان از انسان دوستی و نوع دوستی انسانهای فرهیخته داردو در جای خود مقامی بس بزرگ .

اما این روزها آنگونه که از ظواهر امر مشهود است ، ادارات محترمه اوقاف و امور خیریه بیشتر جنبه  مادی و تجاری موقوفات را مد نظر قرار داده اند تا نظر واقف . اینکه شخصی مالی را وقف کند و سهم الوقف آنرا به عنوان مثال ، خرید گلاب بر ای ریختن بر سر و صورت عزاداران حسینی معین کند ، بی شک حضور اداره ای نظیر اوقاف و اخذ اجاره های آن چنانی که با هیچ درصد تورمی در کشور نیز قابل توجیه نیست به گمانم از ارزشهای  معنوی این موقوفات  خواهد کاست. 


به عنوان نمونه  زمینی در یکی از نقاط شهر سراغ دارم که  سالهاست  وقف سه شب عزاداری و روضه خوانی امام حسین (ع) می باشد ، اما روند تعیین اجاره آن از سوی کارشناسان اداره اوقاف که معمولا باب میل آن اداره هم تعیین اجاره می نمایند ، نشان می دهد که نظر واقف چندان مهم نیست . اجاره 43000 تومانی سه سال پیش در رشدی  423   درصدی طبق نظر کارشناس محترم اوقاف به 182000 تومان تبدیل شد ه است !!!!!!!!!!!!!! و اگر هم مستاجر خود بخواهد وقف را ادا نماید و شخصا روضه خوانی کند با مخالفت روبرو شده و یا اگر کارشناسی غیر از کارشناسان اوقاف برای تعیین اجاره موقوفه فرا بخواند و مبلغ با مبلغ اوقاف هم خوانی نداشته باشد ، بی شک تنها یک هزینه کارشناسی از جیبش بیرون رفته بی آنکه اداره اوقاف کارشناسی کمتر را بپذیرد. 

مضاف براینکه آنگونه که به گوش می رسد درصدی از این  اجاره ها ، حتما باید به حساب اداره اوقاف واریز گردد  و تا اینگونه باشد ، شک نداشته باشیم که  ادارات محترم اوقاف ، اجاره های بیشتری را لحاظ خواهند کرد. 

همه اینها یعنی نگریستن صرفا مادی و مالی به موقوفات !!!!!!!!!!!!!!!!!!!


اکنون آنچه باید در دراز مدت به آن اندیشید ، خروج سنت حسنه وقف از یک عمل خداپسندانه بدون هیچ چشم داشت مادی و مالی به  نوعی تجارت  وکسب درآمد  که به گمانم جز دلسردی واقفان محترم امری را به دنبال نخواهد داشت . 


امید می رود به این مهم  با عنایت بیشتری نگریسته و موجبات تمایل بیشتر مستاجرین موقوفات فراهم گردد. 


 

امام جمعه محترم
نماینده معزز
فرماندار گرامی
وهمه کسانی که دلی برای نگرانی دارید.


شوربختانه چندسالی است که اجحاف بزرگی در حق دانش آموزان اردکانی درحال وقوع است که علیرغم تاکید ،یادآوری و پیگیری ،هیچ نتیجه ای در برنداشته است.

اعلام نتایج دبیرستان نمونه نشان داد که علیرغم تبدیل بفروییه از روستا به شهر ( قریب به سه سال) متاسفانه هنوز دانش آموزان ساکن آنجا از سهمیه روستایی استفاده می کنند!!!!!!

نتایج کنکور امسال عمق بیشتری را از فاجعه نشان داد و آن اینکه دبیرستان تیزهوشان شهیدرحیمی فر میبد که در شهر بفروییه مستقراست ،درکنکور ازسهمیه منطقه 3 ( سهمیه مناطق محروم)استفاده کرده است.

حضرات مسوول، وظیفه حقیر تنها بیان این سهل انگاری ازسوی کسانی است که خواسته یا ناخواسته ،عمدیاغیر عمد برای کاستن از سهم دانش آموزان بالیاقت اردکانی تلاش میکنند.

این جمله از مرحوم خاتمی ( ره) هنوز نقل محافل است که :
ما اگر زیر سلطه آمریکا بیرون بیایم از زیر سلطه یزد بیرون نخواهیم آمد.

به امید وجود مسوولینی که یکبار برای همیشه با پیگیری خود ،به این تبعیض فاحش پایان دهند.

امروز 20 مرداد است و سه روز از  "" روز خبرنگار "" گذشته است اما همچنان در فضای حقیقی و مجازی شهر ، پس لرزه های این روز به گوش می رسد. و چه بد است که  جماعت خبرنگار تنها و تنها  یک روز از سال را مهمان مسئولینی هستند که آلزایمر اداری و اخلاقیشان به حدی  است که گرد فراموشی بر وعده و وعیدهایشان در برابراین جماعت پرکار و کم توقع ،  دیگر برایشان عادی شده است. 

حاشیه های مراسم های امسال نشان داد که هیچ متولی خاص و هیچ تشکل صنفی منسجمی ازاین قشر حد اقل در شهرستان اردکان وجود ندارد. دعوت ها سلیقه ای است و گزینشی  بوده و هرکس ساز خودش را می زند !!!!!!

 به نظرمی رسد که نباید از این نکات مهم به سادگی گذشت :

قبل از هرچیز ، یقین دارم  ، بلند نظری جماعت کم توقع و حتی بی توقع اهل خبر به اندازه ای است که حتی اگر سالی کسی برایشان مراسم نمادین تجلیل هم نگیرد و یا به جمع تجلیلی دعوت هم نشوند ، هرگز از مسیر رسالت پرخطر و پرشرف خود عدول نکرده و همچنان به وظیفه خود عمل خواهند کرد.

شوربختانه هرکس  به فراخور وسع و مناعت طبع خود وشایدهم برمدار خط و منش سیاسی خود  ، جماعتی را به عنوان خبرنگار و اصحاب رسانه دراین شهر می  شناسدو در دعوت از آنان مجد است و بی شک تا این رویه وجود دارد ، همیشه برخی از قلم افتاده  و توقع ها پابرجاست.

سالهاست که باید در لیست خبرنگار و اصحاب رسانه موجود در اداره فرهنگ و ارشاد شهرمان  که قطعا به عنوان لیست مادر شناخته میشود ، تجدید نظر شود . خیلی ها زمانی اهل خبر بوده اند و اکنون بی خبر از همه  ،  تنها در مراسم های تشریفاتی حضور دارند. به قول یکی از دوستان برخی از مدعوین در مراسم های روز خبرنگار اگر ""   روز""  نامه نمی نویسند ، احتمالا  "" شب""  نامه نویسند. !!!!!!!!!!!!!!!!


تعریف دقیق و درستی از خبرنگارا رائه شود تا به برخی از ابهامات پاسخ داده شود. اگر واقعا ملاک خبرنگار رسمی است که به گمانم یکی دونفر بیشتر در اردکان رسما عنوان خبرنگاری را یدک نمی کشند واگر تعریف خبرنگار تعریف عام و جامعی است که همه اهالی خبر و رسانه را اعم از حقیقی و مجازی دراین شهر در برمیگیرد ، پس دعوت گزینشی از برخی دوستان کمی دور از انصاف است.

به نظرم امسال برخی از بزرگان شهر عملا در تجلیل از اصحاب رسانه کوتاهی کردندکه ذکر نامشان شاید از این مقال  جز به حاشیه افزودن متن ماحصلی نداشته باشد. اما روی سخنم به عزیزانی است که امسال در حرکتی بدیع زمینه ساز تجلیل از این جماعت زحمت کش شدند. 
پیشنهاد می شود در سالهای آینده ،   ضمن محترم شمردن حرمت افراد و پرهیز از هرگونه حاشیه سازی   ودریک یک مراسم باشکوه به صورت متمرکز ، بزرگان حقیقی و حقوقی شهر چنانچه تمایلی به ادای دین نسبت به ساحت مقدس تجلیل دارند ، مشترک و به صورت همکاهنگ این مهم را به انجام رسانند. به گمانم این کار هم از هزینه های اضافی می کاهد و هم به اعتبار مجلس می افزاید. 

در پایان ، باردیگر تاکید می شود که  قداست  شغل خبرنگاری  فراتر از دعوت یا عدم دعوت شخص یا مکانی است . آنانی که در سخت ترین لحظات و بدترین مکانها دوربین و قلم از دستانشان نیافتاده است ، هرگز نگاهی به دستان کسی برای تجلیل ندارند. آنان هم به کار خود واردند و هم به قداست خود واقف. 
 
ونکته مهم و آخر اینکه :

این مسئولین شهر هستند که نباید فراموش کنند  بدون حضور اهالی خبر  ، هیچ انعکاسی از فعالیت  آنان وجود ندارد و بدون خلق چالش های خبری ، هرگز نمی توان آینده پرامیدی را برایشان متصور بود. 

 

یکی بود ، یکی نبود، بعد از خدا تو اردکان فقط حاجی کلاهدوزان بود.


مادر زادی توکار خبر بود ، می گن خبر تولد خودش رو هم نه ماه لحظه به لحظه از تو شکم مادرش ،  مخابره کرده کیهان بچه ها

من از قبل از تولد در خبر بودم                        به دنیا آمدم تا تیتر اول در جهان باشم


حاجی عاشق خبره ، هم می گیره  ، هم می سازه ، هم می فرسته  و گاهی هم پاش بیافته می چاپه ، البته تو چاپیدن خدائیش استاده


حاجی در غلو هم استاده ، استاد کوه کردن کاه خبری  ، از دو تا پشفته بارون خبر وقوع سیل تو اردکان را مخابره می کرد و با چپ شدن یک سه چرخه هندونه  ، تیتر "" واژگونی 80% از محصولات جالیزی استان در اردکان "" را میزد دنده روزنامه اطلاعات بیخبراز همه جا


 بقدری در انتقال اخبار سرعت داره که کابل نوری پیشش لنگ انداخته . بارها بخاطر همین سرعت انتقال اخبار مورد تشویق مقامات قرارگرفته ، مخصوصا جمعه ها ساعت ده صبح که اخبار نمازجمعه را قبل از برگزاری به یزد مخابره می کرده و از زبان امام جمعه هم خودش و هم مسئولین و حتی امام جمعه بی خبر از همه جا را به تقوا ونظم در امور دعوت می کرده


ماشاا... هزار بار ماشا ا... همه فن حریف است ، یه تیم در پیتی از یزد اگه تو اردکان شکست می خورد ، حاجی تیتر می زد واسه روزنامه اطلاعات که :  "" یزد در اردکان لوله شد."" والبته همین تیتر حاجی باعث شد تیم یزد لوله شکل بگیره


یه جورایی میشه گفت جاجی پدر خبر قرون وسطایی اردکانه ، حرف حرف جاجیه و انتقاد از حاجی مساویه با تیغ تیز گیوتین بایکوت خبری ، یا با حاجی هستی یا بر حاجی ، انگار معادله کلا دو مجهولیه  ویه معلومی که اون معلومم ، خب معلومه ، حاجیه


تو دورانی که هیچ شهری تو استان نمی دونست خبر و خبرنگاری چیه ، حاجی داشت تو تاریک خونه خونش عکس خبری چاپ می کرد ، البته اون زمونا فتوشاپ نبود که سر طرف ببرن بذارن تنه      طرف ؛ اما میگن حاجی عکس فرماندار می گرفته وتو تاریک خونه  ، شهردار چاپ می کرده .


توکزفوت و فن فتو غافلی                                 نشاید که نامت نهند آدمی

انقلاب صنعتی یا همون توسعه نامتوازن که تو اردکان پا گرفت ، حاجی هم بازارش خوابید ، یه شبه همه شدن خبرنگار ، هر ننه قمری یه موبایل دوربین دار خرید و یه کانال یا وبلاگ اجاره کرد و زد تو کار نون و آب دار خبرنگاری ، بمونه از اینکه این زدن تو کار نون و آب دار ، نون حاجی ما رو هم آجر کرد.


 یه عده شدن خبر ببر کدخدا ، یه عده شدن خبرساز کوتوله ، یه جماعت شدن نون خور دلواپسی ، یه عده هم کلا زدن تو کار تشویش اذهان عمومی ، اردکان هم که الی ماشا ا... کلکسیون سیاسته ، همیشه یه عده یا سبز چمنی ان ، یا بنفش کله غازی ،یا زرد قناری ، یا سرخ جگری ،  یا این ور بوم ته افتادن ، یا اونور ، یه عده هم که   همیشه دولت در سایه ان و توسایه گلش گرفتن


آره ، تواین شهر، انگار نصف النهار سیاست دقیقا از وسط اون رد می شه و اونو به سه  بخش نا مساوی تقسیم کرده ، تو اردکان ، یا چپی هستی ، یا راستی  و یا کلا ول معطلی ، البته دسته سوم تو اردکان  کلا همیشه فاتحه مع الصلوا تن

بپا از حاجی دور نشیم ،


حاجی ما سیاسی نیست اما سیاسی ها رو دوست داره ، مثل نمایندگی متحرک شیرین عسله ،  نمی دونم چرا اینهمه حشره همیشه دنبالشن ، تازه ذوق هم می کنه وقتی میگه  حشره   وچه حالی میدن این حشرات به حاجی


این حشراتی را که می بینی                              بوووووق هایی به گرد شیرینی


حاجی تو این شهر سر کیه که کلاه نذاشته ، آخ بنازم به اونی که فامیلی براش انتخاب کرد ، کلاهش هم حرفه ای می ذاره ، اونم با دوربینی که هیچ وقت توش فیلم نبوده


خودش میگه  سه چهار تا رئیس جمهور ، چهار پنج تا نماینده ، هفت هشت تا فرماندار ، استغفرا... دوسه تا امام جمعه را با همین دوربین بی فیلم ، فیلم کرده


این اواخر که حاجی زد تو کار دیجیتال ، بعد از عکاسی بلافاصله عادت داشت رم دوربینش رو فرمت می کرد تا فردا واسه عکسای جدیدش جا داشته باشه ، میگفت قدیمیا میگن فرمت بره دوربین خوبه


ای که از فرمت من می نالی                   توندانی که چه حالی دارد


بیچاره اون عکسا که فرمت می شدن و اون آدمایی که چه ژستایی جلو لنزش نگرفته بودن


اما حاجی قصه ما ، اگه حجم رم دوربینشه  پایینه،  اما حجم دلش بینهایت گیگابایته ، همیشه لبش خندونه و تو این نیم قرن کار خبرنگاریش ، خنده از لباش نیافتاده ، دلش پاکه و نیتش همیشه خیر، حاجی یه نماد ، یه سمبل ، یه مجسمه زنده از عشق به پرخطرترین شغل دنیا، پدری شایسته و همسری فداکار که تو سالهای مریضی زنش حتی یه بار هم خم به ابرو نیاورد تا کسی نفهمه که چه سختیایی داره می کشه


ای که پنجاه رفت و درخوابی                    مثل حاجی همیشه خندانی ؟


القصه ، خبرنگاری تو اردکان ، کار سختیه ، یا باید دوربینت فیلم نداشته باشه یا قلمت جوهر

البته اگه میخای مثل حاجی نیم قرن دوو م بیاری ، وگرنه همون شب اول حشرات نیشت می زنن  


امسال فرمانداری و بخشداریهای اردکان در یک روز مانده به روز خبرنگار ، در مراسم وزینی و با حضور جناب آقای دکتر فرقانی ، استاد دانشگاه علامه طباطبایی ، این روز را گرامی داشتند.


به رسم گزارش خبری "" اردکان من "" مختصر و مفید شما را در جریان این مراسم و حواشی آن می گذارم. جا دارد از همین جا از زحمات همه دست اندرکاران برگزاری این مراسم مخصوصا جناب آقای مهندس مقیمی فرماندار محترم شهرستان ، خالصی بخشدار محترم خرانق ، جناب آقای حلوایی بخشدار مرکزی و سایر دوستانمان که درراه اجرای هرچه بهتر این مراسم ، زحمات زیادی متحمل شدند، تشکر نمایم.

واما مراسم و حواشی :


Rتلاوت کلام وحی و پخش سرود ملی


Rسخنان بسیار خوب و سنجیده فرماندار محترم که هم عرض خیر مقدم بود و هم تبریک روز خبرنگار وهم کوشید تا با بیان اهمیت شغل خبرنگاری ، تفاوت میان خبرسازی و خبرنگاری را ترسیم کرده و خبرنگاران را جزو نخبگان جامعه معرفی نمودند.



 فرماندار در بخش دیگری از سخنان خود ، فضای مجازی را فضایی پراثر در جامعه نامیده و دوران دولت اصلاحات را بهترین دوران مطبوعات و اهالی رسانه برشمردند که متاسفانه به مروز زمان در دولتهای بعدی به افول گراییده و حتی به زعم ایشان در دولت تدبیر و امید هم ، حال و روز اهالی رسانه به حال وروز ایام دولت اصلاحات برنگشته است.


مهندس مقیمی ، رعایت اخلاق و امانت داری را لازمه شغلی هر خبرنگاری معرفی نموده و خواستار رعایت این دو مهم از سوی اهالی رسانه در همه زمینه های خبری شدند.


Rپخش کلیپ اردکانا و موسیقی زنده سنتی کاری از گروه "" خیال "" از بخش های دیگر برنامه بود.



Rسید حسین میرحسینی به نمایندگی از مطبوعات مکتوب شهر در سخنان کوتاهی به بیان مشکلات فرا روی مطبوعات اردکان پرداخته و خواستار توجه بیشتر مسئولین به حل این مشکلات شدند.



Rدر ادامه مراسم ، حقیر در متنی طنز گونه ،  از نیم قرن تلاش های سید عرصه خبرشهرستان ( جناب آقای کلاهدوزان ) تشکر و تقدیر نمودم.


Rسخنرانی دکتر فرقانی که از اساتید بنام عرصه خبر و خوشبختانه یزدی هم هستند ، واقعا در نوع خود جالب و کم نظیر بود. دکتر فرقانی حرفهای خود را با این مهم آغاز کرد که قبل از ورود به هر بحث خبروخبرنگاری لازم است بایسته ها و معرفت شناسی خبرنگاری تبیین شده و فلسفه و اقتضائات این حرفه مهم موردتوجه قرار گیرد.



ایشان جامعه را توسعه یافته دانستند که از انسانهای توسعه یافته تشکیل شده باشد و روزنامه نگاران را از هر حیث چه اخلاقی ، چه شغلی و ... در صدر انسان های توسعه یافته هر جامعه معرفی نمودند.


Rسرکار خانم دشتی خبرنگار ایرنا هم به نمایندگی  از بانوان حاضر در مراسم ، در سخنان کوتاهی به بیان مشکلات فرا روی خبرنگاری در اردکان پرداخته و خواستار توجه بیشتر مسئولین شدند.



Rپرسش و پاسخ حضار با استاد فرقانی از بخش های دیگر مراسم بود که مورد توجه حضار هم قرار گرفت.




Rسعید برخورداری هم بیانیه پایانی را قرائت نمودند.


Rتقدیر از فعالان عرصه خبر شهرستان  وهمچنین  اهداء تابلویی به پاس حضور استاد فرقانی  بخش پایانی مراسم تجلیل از فعالان عرصه خبر در فرهنگسرای مرحوم آیت الله خاتمی بود.





و اما دو نکته مهم  :


Rانتظار می رفت از دفتر امام جمعه محترم ، نماینده محترم و شهردار کسی در این مراسم حضور داشته باشد که نبودند.بگذریم از غیبت برخی دیگر از مسئولین شهر که  نبودشان ، برای اهالی خبرهمیشه عادی است .


R در این مراسم ، همه فعالان حوزه خبرشهرستان اردکان حضور نداشتند و حتی برخی از کسانی که حضور داشتند به گمانم این روزها ، چندان دستی در خبر و رسانه شهر ندارند. از آقای زمانیان درخواست دارم که نگاهی دوباره به لیست خبرنگاران شهرستان انداخته و حذف و اضافه ای انجام دهند.