X
تبلیغات
مجتمع فنی
رایتل


ازبامداد امروز ، خبری منتشر شد که سخت تکان دهنده بود، نزاع و درگیری منجر به قتل در اردکان

حقیر قبل از هرچیز وظیفه خود میدانم به خانواده محترم مرحوم گلبیدی تسلیت عرض نموده :pensive:و برای بازماندگان صبر وسایر آسیب دیدگان شفای عاجل آرزومندم.

دیروقتی است که نه تنها در اردکان که در استان خیلی ها معظلات و مشکلات شهری مارا به خوبی رصد میکنند تا ازاین آب گل آلود، فقط و فقط ماهی سیاسی بگیرند.

اکنون کلام سید عزیزوامام جمعه محترم بیشتر نمود پیدامیکند که اردکان شهر سیاست زده است.

بیچاره آقای تابش که باید یک تنه جور همه مصایب شهر را بکشد. البته حقیر درجای خود نقدهایی به نماینده داشته و دارم اما به گمانم دوختن هرآسمان به ریسمانی برای کوبیدن نماینده خدوم شهر ، بیش از غرض شاید نشان مرض باشد.

از امروز که خبر حادثه دیشب را رصد میکردم کمتر گروه و کانالی را دیدم که به کالبد شکافی این حادثه پرداخته باشد. همه در درج اخبار احساسی ازیکدیگر سبقت میگیرند اما به گمانم لازم است کمی هم فارغ از احساسات ، به فلسفه وجودی این حوادث در جامعه بپردازیم.

اکنون نوبت مراجعه مجدد به تیتر مطلب است ، دراین حادثه کدام تابش مقصر است، محمدرضا یا خود ما؟؟؟؟
هیچ ذوی العقولی منکر تبعات مثبت و منفی توسعه صنعتی در اردکان نیست ، اما به راستی ریشه اصلی این حادثه شوم در صنعت خوابیده است یا در جای دیگر؟

در حضور افراد غیربومی درشهر یادر خودباختگی فرهنگی ما؟

ما 60000 نفریم وآنان شاید 10000 نفر چرا مامغلوب فرهنگی آنان شدیم؟

آموزش و پرورش ما، مساجدما؟ کتابخانه های ما؟ مراکز فرهنگی و قرآنی ما آیابه راستی به همه رسالت خود عمل نموده اند؟

چه زود در شهر بزرگآن اخلاقی چون مرحومین خاتمی و بهجتی اخلاق را فراموش کرده ایم.

چه زود سنتهای اصیلمان را فراموش کرده ایم.

چه کسی تحقیق علمی ومیدانی درخصوص چرایی پایین آمدن آستانه صبوری مردم دراین شهرکرده است؟

چه کسی نقش مخرب ماهواره و فضای مجازی را برجوانان این شهر به تحقیق نشسته است؟

مدعیان و فریاد کشان ""وا اردکان"" و ""وا اسلاما"" خود چه کارعملی ریشه دار برای بهبود اوضاع فرهنگی شهر داشته اند؟

خانواده های ما چرا اکنون درانتقال فرهنگهای اصیل اردکان کم فروغ شده اند.؟

ودهها پرسش جانسوز دیگر که هرکدام از ما باید از تابش درونمان بپرسیم.

آری ، دراین حادثه تابش مقصر است اما نه محمدرضا ، بلکه تابش درون همه ما

برخی غدیر را تنها در عیدی و انتصابی خلاصه می کنند ، برخی غدیر را به ظواهر و عدد و ارقامش می شناسند اما نگاهی ژرف به عمق واقعه تاریخی غدیر به خوبی نشان می دهد که  غدیر تنها یک روز نیست، غدیر کلید خوردن تاریخ است.


 تاریخی به وسعت جهان و به عمق بشریت و انسانیت. پس انگاریدن آن به عنوان تنها یک عید، یک روز، بدون دانستن و تفکر در فلسفه آن ظلم به معنای تبلیغى، اندیشمندانه و جهادی آن است.اگر تنها هدف، داشتن مدیر و حاکم یک اجتماع بوده، می شد یک فرد سیاسى، یک جامعه شناس، یک مدیر، یک فرد آشنا به مسائل حقوقى، جامعه را اداره کند اما از قرائن پیداست که هدف انتخاب و انتصاب یک انسان کامل بیشتر از مدیریت یک جامعه است.


پس به نوعی غدیر عید اکمال انسانیت و تبلور انسان کامل در جامعه است. ظهوری که بی شک چون چراغی فرا روی هر انسان ره گم کرده ای در طول تاریخ خواهد بود.




عیدتان مبارک باد.


جوانانی ساده و پرصمیمی با نگاهی روشن و دستانی پرامید ، دست به کاری ارزشمند زده اند.

امشب مهمان سفره مهمان نواز این دوستان در سرای طبایی بودیم.
آقایان صادقیان و خاکی کاری را شروع کرده اند که حمایت عملی همه را می طلبد.

همراه ما باشید در گزارش تصویری از این سرای زیبا








.

برخی جاده های سیاست  به گونه ای است که تنها می شود جریان همراه را دید و ورود جریان مخالف ، منتقد و قس علی هذا در این مسیر  محکوم و منفور است. 


حال و روز هوای سیاست  شهرمان نیز این روزها  گاه به جاده ای یک طرفه می ماند ، جاده ای که هر کس خود را هم "طریق الوسطی" می داند و هم "طریق الحق"  و از این میان برخی مدعیان  اصولگرایی و برخی قائلان به گفتمان اصلاح طلبی ، فارغ از همه  موازین اخلاقی و عرفی و حتی قانونی ، دوست دارند تنها صدایی باشند  که  این روزها از تریبون شهر شنیده می شود.


سخنان چند روز پیش امام جمعه محترم در مراسم تکریم و معارفه فرماندار شهر  وهمچنین  پاسخ های نماینده و حتی استاندار نشان داد که آستانه تحمل مسئولین شهر نیز به حد قابل رویتی پایین آمده است. آستانه ای که انتظار بیشتری از بالا بودنش می رفت. 


البته ان قلت های فراوانی  برسخنان هرکدام از این عزیزان وارد است که در جای خود باید به آن پرداخته شود ، اما محض خاطر شریف امام جمعه محترم باید معروض شوم که حضرت شاکر ، این شهر تنها در این دوران سیاست زده نیست. نگاهی به ادوار گذشته هم مبین این مهم است که اردکان شهری سیاست زده بوده است. آیا  عزل و نصب های دولت های گذشته واقعا بر مدار شایسته سالاری بوده است  که اکنون  بر مدار آن باشد ؟؟؟ یادمان که نرفته است شهر و کشور چه هزینه هایی را بابت سوء مدیریت های گذشته پرداخته است. 


واما جناب آقای تابش  نیز که این روزها در زادگاه  دائی بزرگوار خود به قولی چون شیر  در حمایت از رئیس دولت اصلاحات داد سخن می دهند ، یادشان نرود که گفتمان اصلاح طلبی به  عکس سلفی گرفتن  با جناب آقای خاتمی و چند پست و لایک و.... طرفداران در زادگاهش  ختم نمی شود. 


اصلاح طلب واقعی در همان مجلس از حقوق سلب شده یک شهروند ایرانی که روزی بالاترین مقام اجرایی کشور را داشته است  دفاع می کند ، نه اینکه در میان همشهریان خود  از این سید اینگونه دفاع نماید که برای برخی شبهه ایجاد شود که اصلاح طلبی با محافظه کاری توام است. 


جناب آقای تابش :

این روزها ، روزهای پرکاری برای شما و اهالی دفترتان است ، آنقدر زیاد که نامه وارده در خصوص پیگیری اعطاء سهمیه  غیر واقع به دانش آموزان غیر مستحق را بدون اعلام نتیجه و پیپگیری ( ویا حتی بدون به رویت شما رساندن ) بایگانی می کنند.



این روزها انقدر سر این دوستان شلوغ است که مطالبات مردمی در خصوص وضعیت ناهنجار اجارات  موقوفه ها را برای شما یا منعکس نمی کنند یا  حداقل به  رسم ادب رسانه ای ، هیچ خبری از پیگیری این مطالبات در فضای مجازی و حقیقی منتشر نمی کنند. 


آنقدر شلوغ است که در هیاهوی مطالبات مردمی در خصوص شفافیت های مالی تیم آرمان  تنها خواننده مطالب هستند و یا شاید امر به سکوت را تمرین می کنند .


آنقدر شلوغ است که انتقاد اصحاب رسانه از عدم برگزاری مراسم روز خبرنگار و دعوت از خبرنگاران پارلمانی را با سکوت بدرقه می کنند .


آری:

جاده سیاست اردکان  یک طرفه است ،  خواه به آن و خواه به این  متمایل باشی ، مهم این است که  جهت وزش باد را درست تشخیص دهی 



..

 در تقویم رسمی کشور ، روز سراسر یمن و برکت سال روز  ازدواج آسمانی  دو برگزیده پاک الهی ، حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه زهرا (س)  را به خوبی "" روز ازدواج ""نامیده اند. 


سالهاست که از مهمترین دغدغه های مسئولین کشور خاصه مقام معظم رهبری ، ازدواج آسان و سهل جوانان است. مهمی که اگر تحقق یابد بسیاری از مشکلات فرهنگی ، اجتماعی و امنیتی کشور کاهش خواهد یافت. اما در را ه تحقق این مهم ذکر چند نکته خالی از لطف نیست :


1- دختران و پسران  این روزها در فضاهای رسمی همچون آموزش و پرورش و دانشگاه ها کمتر با سبک و الگوی زندگی اسلامی ، ایرانی  آشنا می شوند. در تدوین کتب درسی و تهیه محتوای آن کمتر خبری از آموزش به روز سبک زندگی می توان یافت . 

کتب درسی مملو شده است از افاضاتی که بعضا هیچ تاثیری در زندگی آینده فرد نخواهد داشت. جای خالی آموزش اخلاق ، سنن ، آداب و سبک زندگی در کتب مدارس به خوبی احساس می شود . 


2- جامعه ما دوره گذار خود از سنتی به صنعتی را چندان جالب نگذرانده است ، سنت های خوبی که در میان چرخ صنعت له شده و کمتر نشانی از آن باقی است. پس لرزه های صنعتی شدن و مدرنیته ، گاهی تا مغز استخوان جوانان  را در امر سهل ازدواج سوزانده است. 

هزینه های گزافی که  این روزها ناخواسته بر خانواده ها در امر ازدواج تحمیل می شود ، شاید یکی از دلایل کم رغبتی جوانان با امر مقدس ازدواج باشد.


3- توسعه فضاهای مجازی  در نوع خود آفتی است برای ارتباط بیشتر قبل از ازدواج جوانان با هم . این ارتباط ها شاید نوعی سیری کاذب و زدگی از جنس مخالف را نیز در پی داشته باشد. لزوم آگاهی بخشی و ارائه مشاوره های کارساز به نوجوانان و جوانان دراین زمینه حیاتی است.


4- در زمینه روان شناختی و مشاوره هنوز در کشورعلیرغم تلاش های فراوان ، احساس می شود کار زیاد و در خوری انجام نشده است و  مشاوران محترمی که از توانایی لازم برخوردار هستند ، نتوانسته اند آنگونه که شایسته و بایسته است ، هنر خود را در زمینه مشاوره های قبل ، حین و بعد از ازدواج به کار گیرند. 


درکشور ما هنوز به  مبحث مشاوره به چشم امری نه چندان لازم  نگریسته می شود و بسیاری  از زوج های جوان مخصوصا آقایان از پذیرش حضور در جلسات مشاوره  شانه خالی می کنند.  امری که می تواند به راحتی از بروز بسیاری از مشکلات بعد از ازدواج جلوگیری نماید. 


5- انتظار می رود که  مسئولین مهم شهری و کشوری ، در راستای گرامیداشت این روز اقدام موثر و به جایی را انجام دهند.  شهرداری ها و سایر ادارات شهری به گمانم می توانند در این روز  با رائه تخفیف های  مناسب ، زوج های جوان را به تشکیل هرچه زودتر خانواده ترغیب نمایند.



---

طبیعی است هرچه به انتخابات سال آینده نزدیک شویم ، قیف تبلیغات و ضدتبلیغات هم تنگ و تنگ تر شود. این روزها هرکس بای نحو کان در راستای حذف رقیب گام  برمی دارد و دراین "" ادای تکلیف "" از هیچ امری فرو گذار نمی باشد. 


برخی از هم اکنون اسب مراد خود را برای  رسیدن به شورای شهر زین کرده اند و برخی  پازل انتخابات ریاست جمهوری سال آینده را می چینند. 


فضای مجازی اردکان هم از این قاعده  مستثنی نیست ، نیم نگاهی به محتوای این فضا که صد البته گاها بدون تولید محتوا روز و شب خود را سپری می کند ، به خوبی مبین این مهم است که برخی از دوستان این ره که می روند به ترکستان است. 


کافی است که در چهار ، پنج گروه و کانال در اردکان عضویت داشته باشی ، بخش اعظم مطالب دریافتی علاوه براینکه مشترک است ، بعضا حرفهای شنیده شده ای است که هیچ مرجع قانونی آن را تایید و یا تکذیب نکرده است.


البته شوربختانه  مشکل دیگری که اردکان دارد ، مسئولین بلند همتی است که در همه گروه ها عضویت داشته و مطالب آنرا رصد می کنند اما کمتر به پاسخگویی شفاف اقدام می کنند. این دغدغه ای است که بارها در جمع اصحاب رسانه با بزرگان شهر من جمله جناب آقای فرماندار مطرح شده است و ایشان قول ضمنی داده اند که حداقل روابط عمومی ادارات مورد خطاب ، در پاسخگویی فعالیت بیشتری از خود نشان دهند.


حباب این فضای مجازی به گمانم دیر یا زود می ترکد و اعضاء محترم گرو ه ها و کانال ها جز سرخوردگی از بی محتوایی غالب براین فضا ها ، چیزی نصیب نخواهند برد. 


امیدمان تغییر رویه است و حرکت به سوی جامعه ای آرمانی که در آن هم اخلاق  لحاظ شود و هم منطق .


انشا الله


.

 



...

این روزها که هم موبایل فراگیر شده و هم سلفی گیری، فضای مجازی مملو شده از این افاضه فیض های مدرنیته

اما مروری بر صفحات اجتماعی برخی از مسوولین اجرایی ، شهر،استان و کشورمان نشان می دهد که سلفی گرفتن از تب به نوعی بیماری اجتماعی در حال گذر است.

شاید در هیچ و یا کمتر کشور توسعه یافته ای شما مسوولی را می بینید که در اوج جلسه مهم کاری صفحات اجتماعیش را با سلفی من و مثلا استاندار همین الان یهویی به روز کند.

به نظرم فرهنگ سازی لازم در این خصوص انجام نشده است.

سالها پیش ازیکی مقامات بلندپایه حاضر در اجلاس داووس سوییس خواندم که در یک جلسه کاری چندساعته نه موبایلی زنگ خورد،نه کسی مکالمه ای داشت و نه ازجلسه رسمی برای جواب دادن بیرون رفت.

اول به خودم و بعد به همه کسانی که در جلسات رسمی شرکت دارند توصیه می کنند به حرمت سایر عزیزان حاضر تلفن های همراهشان را کنار بگذارند.

تجربه ثابت کرده است دراین ربع قرن که از ورود تلفن همراه به ایران میگذرد ،هیچ اتفاق مهمی با پاسخگویی و یاعدم آن در جلسات مهم نیافتاده است.

پس خواهشا کمی مودبانه در جلسات رفتار نماییم.


..

.

لغت نامه مرحوم دهخدا:‌


دولت . [ دَ / دُو ل َ ] (ع اِ) ثروت و مال . نقیض نکبت . مال اکتسابی و موروثی . (ناظم الاطباء). مال . مال و ظفر را دولت بدان سبب گویند که دست به دست میگردد. (از غیاث ). ثروت و مکنت و نعمت 

                                پیر و فرتوت گشته بودم سخت              دولت تو مرا بکرد جوان .



دولتها ، بی وجود ملتها به قولی ، سالبه به انتفاء موضوع هستند. نمی توان دولتی را دولت نامید بی آنکه ملتی در پسای آن ، موجبات یاری و دلگرمی آن را فراهم نکند. 


شاید از عیب های مشهود ما این است که در هر دوره ای به نحوی از انحاء ، دولت  را جدا از ملت مفروض دانسته ایم. جدایی که اول از همه از خزعبلات و توهمات سیاست زده برخی از ما ناشی می شود ، هنوز نتوانسته ایم به آن بلوغ سیاسی برسیم که  دولت را از خود بدانیم ، خواه بر وفق مراد سیاسی ما باشد و خواه نباشد. 


بی شک کشوری توسعه یافته است که روح همدلی ملت و دولتش فراگیر باشد و اگر غیر از این مهم باشد ، پس رفتگی  اولین و آخرین دستاورد این  مردم خواهد بود.


همچنانکه از دولتها انتظار داریم به "" قانون "" احترام گذشته و در اجرای آن ساعی باشند ، باید به خود و دیگران نیز بقبولانیم که هر شهروند ملزم به اجرای قانون است. خواه این قانون بر له ما باشد ، خواه بر علیه 


هفته دولت ، هیچ مزیت دیگری نداشته باشد ، حداقل باید این مهم را برایمان تداعی کند که مردمی فرهیخته هستند که بیشترین حمایت را از عملکرد قانونی دولت های خود داشته باشند. 



.

شاید آرزوی خیلی ها این است که روزی جامه ای سپید بر تن کنندو در قامت استوار پزشکی به هم نوعان خود خدمت کنند. این ارزش گذاری حتی در آموزه های دینی هم مورد تاکید قرار گرفته است ، تا جایی که  از بزرگان دین منقول است ، العلم ، علمان ، علم الادیان و علم الابدان 



آری:‌

اما نباید فراموش کنیم که این رشته سخت ترین رشته ها نیز هست . سختی آن شاید تنها  در شیف های شب و ساعت ها در اتاق عمل روی پا ایستادن نباشدو... نباشد ،  به نظرم سختی آن زمانی مشهود است که جان انسانی در دستان  تو قرار میگیرد. 


یک لغزش سهوی شاید روحی را از کالبدی جدا کرده و جمعی را عزادار خود نماید. اما روی دیگر سختی این سکه ، جانی است که به همنوعی بخشیده می شود. آرامشی است که به زندگی جمعی بر می گردد و دعای خیری است که بدرقه راهت می شود. 


آری

از هر دوجنبه ، پزشکی  به نوعی  سخت ترین شغل عالم است.  این روز که به یمن تولد شاهزاده اطبا ، نابغه شرق ، حکیم حسین بن علی سینا ، روز پزشک نامیده شده است ، بر همه سپید پوشان خدوم کشورم مبارک باد. 



.



چند روز گذشته به نقل از آقای رادمنش معاون محترم  آموزش ابتدایی اداره کل آموزش و پرورش استان ، خبری در محافل خبری استان دست به دست گذشت که در فحوای  خود ، حاوی نکات تامل برانگیز زیادی بوداز جمله :


 ** رشد 43 درصدی دانش آموزان مقطع ابتدایی  در استان 

**افزایش 6000 نفری دانش آموزان در این مقطع نسبت به سال گذشته 

** پنج هزار از این شش هزار نفر غیر بومی هستند !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

4**هزار دانش اموز جدید یعنی 200کلاس و 25 مدرسه جدید با سیصد نفر پرسنل جدید

** بالاترین آمار ثبت نام جدید مربوط به شهر یزد و شهرهای میبد و اردکان در مقام بعدی از نظر تعداد ثبت نام جدید (مهاجرت )بوده اند!!!!!!!!!!!!!!!

**   افزایش مهاجرت از روستاها به شهرها به نسبت سرانه دانش آموزی از 11 % در چهار سال پیش به 18 % در سال جاری 

از تعداد پنج هزارو 563پرسنل شاغل در مقطع ابتدایی استان یزد ،تعداد چهار هزار و 4نفر زن هستند که 72درصد را شامل می شود که این مسئله در مقاطع پنجم و ششم و مدارس پسرانه ما را با مشکل مواجه خواهد کرد ،چون فقط 18درصد یعنی هزارو 559نفر را معلمان مرد تشکیل می دهند .

**اتباع خارجی در استان یزد در مقطع ابتدایی در سال جاری، تعداد 8هزارو 508نفر یعنی هفت و نیم درصد کل دانش اموزان ابتدایی استان هستند.

**23مدرسه خاص اتباع در استان راه اندازی شده که پنج هزارو 500نفر را شامل می شود و سه هزار دانش اموز اتباع در کنار دانش اموزان ایرانی در سال تحصیلی جدید مشغول به تحصیل خواهند شد.

************************************************


اکنون و با نگاهی حتی سطحی به این آمار و ارقام به خوبی می توان فهمید که موازنه آموزشی در استانی که 22 سال صدر نشین کنکور بوده است در حال هم خوردن است. نتایج امسال کنکور سراسری نشان داد که آموزش و پرورش استان به چاره اندیشی اساسی نیاز دارد. هرچند نمی توان افت کیفی آموزشی استان را تنها به مهاجرین و اتباع ربط داد ، اما به گمانم ورود افرادی با هویت ، فرهنگ ، آد اب و رسوم بعضا مخالف با فرهنگ و آداب و رسوب استان یزد، در آینده ای نه چندان دور ، هم ریختگی عجیبی را در بوم فرهنگی استان به بار خواند نشاند.


البته شرایط اقتصادی و صنعتی استان ایجاب می کند که هرکارگاه و کارخانه ای برای جذب نیروی کار ، به نیروهای غیر بومی و مهاجر روی بیاورد  و شاید گریز و گزیری هم در این خصوص نباشد ، اما ترسیم یک نقشه مهندسی شده از فرهنگ متعالی استان برای یک چشم انداز حداقل یک دهه ای ، شاید بتواند از پس لرزه های این هجوم فرهنگی بکاهد.

هدف ازاین نوشتار تنها تلنگر به مسئولینی بود که صد البته خود بیدارند و دردمند فرهنگ استان . خوشبختانه در آخرین نمازجمعه شهر هم، امام جمعه محترم ، به خوبی اهمیت فرهنگ  و پاسداشت آنرا بیان نموده و از صنایع توجه بیشتر را به حوزه فرهنگ خواستار شدند.



به امید بازگشت به روزهای خوش فرهنگی در استان




...