X
تبلیغات
نماشا
رایتل

امر خطیر سرشماری به قول معاون محترم فرماندار با "" پایانی خوب"" به انجام رسید.

اکنون ودر اعلامهای غیر رسمی جمعیت شهرستان از مرز یکصد هزار نفر گذشته و اردکان به عنوان دومین شهرستان پرجمعیت استان ، خودنمایی میکند.

حال که برخی از دوستان خوشحال از این رشد جمعیتند شاید بدنباشد از منظری دیگر به این مهم پرداخته شود.

در مبحث جغرافیای ژیوپولتیک از عنصر جمعیت همزمان به عنوان "" تهدید "" و ""فرصت "" یاد میکنند.

بی شک باید مسوولین شهر این مهم را در نظر داشته باشند ( که قطعا دارند) اکنون این جمعیت فزاینده هم فرصت است و هم تهدید

وسوالاتی که فراروی شهروندان اردکانی است اینگونه است:

۰۱ آیا زیرساخت های شهری برای این رشد فراهم شده است؟

۰۲ در حوزه آموزش و پرورش افق آینده چگونه ترسیم شده است.؟

۰۳ امکانات تفریحی شهری آیا هم اکنون به اندازه جمعیت هست یا خیر؟

۰۳ در حوزه فرهنگ آیا برنامه مدونی برای این رشد در نظر گرفته شده است یا خیر؟

ودهها سوالی که قطعا همه دلسوختگان این شهر قبل از خوشحالی ازاین افزایش جمعیت دلنگران پاسخ های آن هستند.

آری ، گویند که پایان شاهنامه خوش ، خدا کند پایان شاهنامه شهرمان هم خوش باشد.



اربعین بیش از هرچیز دیگر یک عمود است تا راه گم نکنیم. نمادی است که بدانیم از عاشورا تا اربعین ، راه را درست آمده ایم یا نه

اربعین تبلور شعوری است که از عاشورا شروع شده و به انتهای سبز تاریخ بشریت ختم میشود.

تکریم اربعین ، تکریم باورهایی است که باید تا منتهی الیه روح یک مومن رسوخ کرده باشد و باوری ماندگار شده باشد.

اربعین ، فصل رسیدن به بلوغی است که جز با پای در وادی معرفت گذاشتن به دست نمی آید.

چله عاشورا، اربعینی است که لاجرم باید نهایت طلب یک عاشق پای در راه باشد. راهی که جز به تجدید عهد با آرمانهای والای عاشورا هموار نمیگردد.

آری

اربعین ، یک عمود است تا جاماندگان عاشورا ، در وادی پرضلالت دنیای یزیدی ره گم نکنند .

اربعین ، استمرارشعارهای پرشعور عاشوراست.


از سوی سازمان یونسکو، سومین پنج‌شنبه از ماه نوامبر هر سال را روز جهانی فلسفه نامیده اند. روزی که بی شک در پاسداشت قداست تعقل می تواند جایگاه قابل عرضه ای را ایفا کند. 


  فلسفه را چه در معنای عام آن که همان" تبیین عقلانی امور "  باشد جستجو کنیم و چه در معنای خاص که  " علم به احوال موجودات از آن جهت که وجود دارند " ، در هر معنا و مرادی که باشد  ، بی شک با ارزش ترین دانش بشری است زیرا تنها در این دانش است که "" گوهر "" وجودی آدمی و ملاک برتری او بر سایر مخلوقات که همان تفکر باشد ، به بوته ارزیابی گذاشته می شود. 


آنچه مهم است ، فاصله زیاد احوالات جامعه  تعقل گرا با جوامع احساس گرا ، تعصب گرا و جهل و یا تجاهل گراست. به قول زعیم فلاسفه جهان ، سقراط حکیم ، هیچ فضیلتی برتر از دانش نیست. 


انتظار می رود تلاش برای ساختن جامعه ای برمدار تعقل گرایی و خردورزی ، از آمال پر شرف انسان عصر مدرنیته باشد اما شوربختانه ، رفتارهایی که این روزها در جوامع بشری هم انجامش زیاد و هم مشتریانش زیادتر ، مشاهده می شود ، به خوبی واضح این مهم است که هنوز فاصله عمیقی تا نهادیه شدن ، خرد در جوامع انسانی داریم. 


کاش در گرامیداشت چنین روزپر شرفی  در کشورمان ، به فراخور حال مخاطبین ، بخش هایی از فلسفه که بی شک می تواند ، راهگشای آدمی در ساختن جامعه ای آباد بر مدار تفکر باشد ، به عموم عرضه می شد.


درد ما نبود دانش نیست ، این روزها درد بشر دوری از "" نطقی "" است که در تعریف انسان آن را ذاتی جداناپذیر انگاشته اند. نطقی که همان تفکر و تعقل است و بی شک بدون تعلیم فلسفه ، نمی توان انتظار برداشت محصولی از ذهن دور از فلسفه آدمیان داشت. 



.


یک زمانی اردکان سر بر آسمان مطبوعات استان می بالید. چه از حیث کمیت و چه از نظر کمیت ، رتبه ای کم نظیر داشت.

" آیینه" اش ، آیینه درد و رنج مردم بود و اهالی این شهر با " نفس تازه " اش جان میگرفتند.

سالها بود که سیمای معلم اخلاق شهرشان را در " سیمای اردکان " جستجو میکردند و مردمان بامروتش ، " مروت " بر دست "روزها " از سرچشمه " کوثر " حقایق جرعه ای نوش جان می کردند.

" روز دوم " همچون روز اول پرانرژی بودند و بر خود می بالیدند که در شهری زندگی میکنند که مطبوعاتش ، به همت جمعی بی ادعا ، اما پرتوان ، چشم به چشمان مردمانی دوخته اند که خواننده فهیم نوشتار آنانند.
اما اکنون جز خاکستری از آن آتش پر لهیب چیزی برجای نمانده است؟

نمایشگاه مطبوعات امسال در تهران نشان داد که مطبوعات محلی شهرمان دیگر نه رونق سالهای گذشته را دارند، نه توجهی از مسوولین پرادعای شهر میبینند ونه حتی محلی از اعراب

واین یعنی مرگ تدریجی فرهنگ یک شهر


از دیروز که خاتم اردکان بدترین باخت خانگی خود را دراین چندسال تجربه کرد، برخی نوک تیز انتقاد خود را بیش از همه بر روی سر مربی نام آشنای آن زوم کرده و هرکس به هر نحو ، تیم را آماج حملات نقد خود قرار داده است.


دراینکه بازی دیروز با کاله یکی از بدترین بازیهای سالهای اخیر اردکان بود شکی نداریم اما به گمانم کمی از انصاف به دور است که همه چیز را تمام شده فرض کرده همه را متهم قلمداد کنیم.


آنانی که خاک گود ورزش خورده و گردی از ورزش بر سر و روی دارند می دانند که گاهی روز ، روز تیم تو نیست.اما این دلیل بر غرض ورزی و یا خدای نکرده اهمال عمدی سرمربی کادر فنی و برخی از بازیکنان نمی باشد.


آقای میرحسینی را همه می شناسیم، پرافتخارترین بازیکن و مربی عرصه توپ و تور استان است.نه نابلد است و نه مغرض فقط دیروز بخت یارش نبود.


یادمان نرود سال گذشته در روزهای سختی که آرمان ورزشی داشت و نادر قاضی به دلایلی در کنار تیم نبود، مدیریتهای او تیم را نگه داشت.


البته واضح است که کادر خدوم و زحمت کش تیم نشسته و باخت دیروز را تحلیل فنی نمایند تا درس عبرتی برای تیم باشد.


والیبال دراین شهر با تماشاگرانش زنده است. تیم را تنها نگذاریم و هرگز فراموش نکنیم که در استان یزد تنها یک تیم لیگ برتر والیبال وجود دارد
آنهم

:raised_hands::raised_hands:خاتم اردکان


این روزها برخی همه جوره بر ساحت مقدس آموزش و پرورش می تازند.

چه از آن دوست عزیزی که یک اصل روان شناسی معروف و خلاقیت ساز را دست مایه نقد از روند کاری یک آموزگار در مدرسه ای می کند تا دوست معمم غیر فرهنگی که در جمعی کاملا فرهنگی چنان پنبه زحمات خالصانه معلمین در کلاس و درس و مدرسه را می زند که .......

وعجبا که این روزها چنان "" آرامش "" بر ارکان آموزش و پرورش شهر حاکم است که حتی کسی حاضر نمی شود از این عرصه به کلامی دفاع نماید.
وشوربختانه تر از همه چیز اینکه برخی از این ترکتازی های در حضور ارشدین این اداره صورت می گیرد.

حقیر به عنوان معلمی کوچک از جمع شخیص فرهنگیان شهرم به سهم و زعم خویش اظهار نظرکسانی که خود هرگز حاضر به شنیدن کوچکترین نقد از حوزه کاری و تحصیلی خود نیستند ، محکوم کرده و بلند فریاد میزنم:
آموزش و پرورش این شهر صاحب دارد.

البته صاحب آن ، جماعت زحمت کش و قاطبه شریف قریب به ۲۰۰۰ فرهنگی است.

پس قصور و اهمال برخی را دستمایه نقد تمامی حوزه با شرافت آن نکنید.

.

مطبوعات را آنانی که دستی بر سیاست دارند، رکن چهارم دموکراسی نامیده اند و میزان اعتبار هرکشور در عرصه مردم سالاری را درآزادی مطبوعات آن جستجو میکنند.


این روزها و با گسترش مطبوعات مجازی که جایگزین مطبوعات کاغذی و سایر رسانه های سنتی شده است ، بیش از گذشته این مهم رخ می نماید که فضاهای مجازی اعتبار و اهمیت زاید الوصفی دارند.

این مقدمه موجز را از آن جهت نوشتم تا اشارتی هرچند کوتاه به اهمیت و اعتبار نقش مطبوعات در عرصه دموکراسی داشته باشم.

وامابعد

دیر زمانی است که آستانه تحمل برخی به شدت پایین آمده است ، این"" برخی"" هم قلم بدستان مطبوعات مجازی شهرمان هستند وهم مسوولین معزز

نگاهی به وضعیت فضای مجازی در اردکان نشان می دهد چندان این رکن چهارم ، نتوانسته است خوب عمل نماید. واین خوب عمل نکردن دو سویه بوده است. یعنی هم اهالی رسانه گاهی قصور کرده اند و هم گاهی مسوولینی که به نوعی خطاب نوشتارهای مجازی بوده اند از نقدی ساده چنان آشفته شده اند که...

از احضار و اخطار برخی نویسندگان فضای مجازی گرفته تا تعطیلی صفحات مجازی که در این فضا قلم می زدهمه نشان از ناتوانی ما در مدیریت رکن چهارم دموکراسی دارد.

حقیر براین نیستم که تمام قد از تمام مکتوبات نویسندگان فضای مجازی شهرم دفاع کنم ، هرگز ، قریب به اتفاق همه آنها آماتورند و خالی از هرگونه سواد حرفه ای رسانه ای و بسیاری از اشتباهات و قصورهای کاری آنان در فضای مجازز برخاسته از همین کم سوادی آنان در عرصه رسانه است.

اما آنان کسانی هستند که بی مزد و منت تنها برای شهرشان قلم می زنند و در انعکاس اخبار و رویدادها چندان بغض و کینه ای ندارند ،هرچند شاید همین غیر حرفه ای بودن برایشان گران تمام شود اما باید بپذیریم که دایره تحمل مسوولین نیز باید کمی بزرگتر شود.

اردکان ، شهری است که اگر نقد منصفانه و یا انعکاس ضعف و کاستی ها درآن نباشد ، مرده شهری بیش نیست. از همکاران خوبم میخواهم تا بارعایت اخلاق حرفه ای دنیای رسانه موجبات آرامش و بهبود وضعیت شهرمان را رقم بزنند و خدای ناکرده در انتشار اخبارشان حیثیت و اعتبار کسی را زیر سوال نبرند.

واز همه مسوولین محترم شهر عاجزانه درخواست می شود مصداق عینی این حدیث شریف باشند که: بهترین دوستانم کسانی هستند که عیب هایم را به من هدیه می کنند.

.



این روزها خواسته یا ناخواسته شهرمان اسیر ناملایمات اخلاقی نازیبایی شده است که استمرارش جز بر تیره گی آب زلال اخلاق این شهر نخواهد افزود.

این ایام که مزین به سالیاد ابرمرد اخلاق و دیانت این دیار "" مرحوم آیت الله خاتمی ره "" است ؛ توقع گزافی نیست اگر بکوشیم تا سیره اخلاقی این مرد مهذب الگوی عملی همه شهروندان شود.

مدتی است برخی اختلاف خاندان خیر ضیایی باشهرداری را به پیراهن عثمانی برای حق یا ناحق جلوه دادن طرفین ماجرا تبدیل نموده اند.

شاید کمتر کسی است که در نیک اندیشی و حسن خیری خاندان ضیایی شک داشته باشد و مردم شریف اردکان هرگز پروژه های ماندگار این خاندان در شهر خاصه بیمارستان ضیایی را فراموش نخواهند ساخت. دست خیری که شاید کمتر نشانی از آنرا بتوان در شهرهای دیگر دید.

به گمانم دور از انصاف است که یک طرفه قاضی رفته و نیک اندیشی ورثه مرحوم ضیایی را فدای برداشت های شخصی و یا عنادهای باطنی خودنماییم.

یادمان نرود که خیلی ها منتظرند تا از آب گل آلود شهرمان ، ماهی های بداخلاقی بزرگی را صید تور نفاق ، کینه ، غرض و یا مرض خودنمایند.

نگذارید شان‌و جلالت انسانهای بزرگ این شهر ، دست آویز طمع ورزی و کوته بینی برخی تنگ نظر و لجوج گردد.

اینجا اردکان است ، ابرشهری آرمیده بر بستر امن ایمان و اخلاق

اینجا اردکان است ، زادگاه کسی که امام راحل ره در حقشان به درستی فرمودند: او یک عمر با تحجر و واپسگرایی جنگید.

اینجا اردکان است ، بزرگان شهرمان را می شناسیم و از حریم پرشرافتشان پاسداری میکنیم.
2.1K
[6:06:12 AM]


جناب آقای دکتر تابش:نماینده محترم مردم شریف اردکان



هرچند قاطبه شریف فرهنگی به بذل عنایت های فصلی همه مسوولین عادت کرده اند و از این انتخابات تا آن انتخابات ، انگار حروف والی بوده و تنها نوشته میشوند اما از حضرتعالی که برخاسته از این جماعت شریف هستید ، انتظار عنایت دیگری میرود.

منکر خدمات حضرتعالی به آموزش و پرورش شهروحتی استان نیستم اما فرهنگیان شریف شهرم هنوز مطالبات به حق زیادی دارند که در هیج مجلسی برایش اعرابی تعیین نشده است.

بدنیست مجددا بدانید بسیاری از معوقات فرهنگیان سالهاست پرداخت نشده است و تنها قول و وعید برخی ، اسباب خبرسازی برخی رسانه ها شده است.

چگونه فرهنگیان نجیب بپذیرند که درسایر وزارت خانه ها معوقات و مطالبات چندانی وجود ندارد اما نوبت به جماعت شریف فرهنگی که میشود ، مشکلات مالی دولت علم میشود. مشکلاتی که گمان میشود دولت اگر انضباط مالی بهتری داشته باشد به راحتی میتواند پرداخت نماید.

بد نیست متذکر شوم در حداقل دوسال گذشته هیچ جمع منسجم و متشکل از فرهنگیان شهرستان تشکیل نشده است که توقع حضور شما و پاسخگویی به مطالبات فرهنگیان را داشته باشم. به گمانم برگزاری اینگونه نشست ها در تنویر افکار عمومی و رفع چالش ها تاثیر به سزایی دارد.حداقل ازباب نظر خواهی و مشاوره این روزها احساس میشود دایره آموزش و پرورش شهر تنگ تنگ است.

وبه راستی مشاوران فکری ریاست آموزش و پرورش شهر دقیقا چه کسانی به چه سوابق آموزشی ، تربیتی و... هستند؟

این روزها به گمانم استیضاح وزیر آموزش و پروش بیش از جنبه کارشناسی جنبه سیاسی به خود گرفته است و تا سیاسی کاری چه در مجلس و چه در وزارت خانه جاری و ساری باشد، این بار کج به منزل نمی رسد.

درپایان هرچند بسیاری از حرفها مخصوصا در حوزه شهرستان به دلایلی ناگفته ماند اما انتظار حقیر و شاید سایر همکارانم از شما عنایت معنوی بیشتربه آموزش و پرورش شهرتان است.

آری

مدتهاست ، جامعه شریف فرهنگی اردکان ، مشتاق دیدارتان است.
جناب آقای دکتر پهلوانیان memo:ریاست محترم و خدوم صدا وسیمای استان یزد

سلام و ادب:

در صبح تاسوعای حسینی ، به نقل از کانال ""دیدبانی اخبار مهم استان یزد"" خبر از سانسور نوحه هیات معظم ""کوچه بیوک "" همراه با فیلم قطع ناگهانی نوحه خوانی این عزیزان منتشر شد.

اگر بنا برصحت این خبر باشد، شاید همراهی با کلمات و جملات ذیل چندان خالی از لطف نباشد.

انتظار همگان از رسانه ملی ، ملی بودن به واقع کلمه است ، نه اینکه عزیزانی میزان را ، برداشت و تعبیر و صدالبته سوتاویل خوداز مواردی نظیر محتوای نوحه مذکور بدانند.

همگان براین باوریم که حسین بی علی (ع ) جزبرای اقامه معروف و ازاله منکر قیام نکردند. و آیا منکری فاش تراز ظلم و ستم در همه ادوار سراغ دارید؟

آیا غیراز این است که اکنون نیز شمرهایی با خنجرافراشته بربالین امامی به دنبال سربریدن هستند؟

جزاین است که به قول شهید مطهری باید شمرزمانه امان را بشناسینم؟

جزاین است که تا آگاهی نیابیم از حق مظلومی دفاع نخواهیم کرد؟

جزاین است که دراین روزهای سخت به نام دین و به کام دنیا در سوریه و عراق ویمن و... چه سرهایی بر نیزه می رود؟ وچه خونهایی به ناحق ریخته میشود؟


به زعم حقیر اتفاقا باید برخود ببالیم که برخلاف برخی مداحی های سطحی وخزعبلات مداحان سیاسی مصون از هر سانسوری، مفاهیم بلند عاشورایی در متن نوحه های حسینیه ایران (یزد) جاخوش نموده است.

این روزها سرعت انتشار اخبار در فضای مجازی از سرعت شبکه های دیجیتال رسانه ملی هم بیشتر است و هرگز برآن نباشید که همکاران معززتان بااینگونه رفتارها، موجبات حذف خبر را فراهم می کنند که اتفاقا برعکس بازدیدها ، دانلودها و لایکهای بخشهای سانسور نشده اینگونه مراسمها درفضای مجازی بیشتر و بیشتر میشود.

به عنوان شهروندی کوچک ، ضمن تقدیر از زحمات شبانه روزی حضرتعالی و همه همکاران خدومتان که به حق در راستای نهادینه سازی فرهنگ عاشورایی از جان مایه میگذارند ؛ عاجزانه خواستار تجدیدنظر در رویه مشارالیه می باشم.

سپاس از بذل عنایتتان


....