X
تبلیغات
رایتل
=====================================================

 

همیشه در طول تاریخ ، بزرگان تاریخ ساز هم جادبه داشته اند هم دافعه ، خواه این بزرگ ، نبی مرسل باشد، خواه امام معصوم و خواه انسانی سوای این دو اما تاریخ ساز.


امروز کسی در کشور ما تن به خاک می سپارد که چه بخواهیم و چه نخواهیم نقش غیرقابل انکاری در پیدایش، شکل گیری ، ثمردهی و تحکیم‌پایه های نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران داشته است.

شاید تنهاکسی که توانسته بود آینده سیاسی و اجتماعی مرحوم آیت الله رفسنجانی را پیش بینی کند ، سید شهیدان انقلاب شهید بهشتی بود که در اوج تهمت و فشار و فحش و ناسزا بر خود به این مرحوم گفت:

:pensive: آسیاب به نوبت است.:pensive:

جامعه شناسان غربی معتقدند که انقلاب بچه های خود را میخورد. اما به گمانم ما این روزها بیش از انقلاب به بچه خوری عادت کرده ایم.

هاشمی یک انسان بود و به قانون انسان غیر معصوم جایزالخطاست ، هرگز شایدنتوان تمام قداز تمام عملکردش دفاع کرد ، اما به گمانم کم لطفی برخی این روزها به خوبی نشان از عادت زشت بچه خوری آنان دارد. کسانی که سن پدرانشان به سن مبارزه آن مرحوم هم نمی رسد چه برسد به سن خودشان !!!!

هاشمی هم رفت اما یادمان نرود که اگر انقلاب را دوست میداریم باید وحدت و همدلی خود را همچون اول انقلاب حفظ کنیم.ویادمان نرود که هرگز نخواهیم توانست برخلاف جریان آب اتقلاب شنا کنیم.

مردم که ولی نعمتان این انقلابند، هرکس را که بخواهند دوست خواهند داشت ، خواه ممنوع باشد خواه مجاز.

و یادمان نرود این جمله بزرگ از انسانی بزرگ‌که فرمودند: آسیاب به نوبت است.



=======================================



.


هر ملتی اگر وجدانی بیدار داشته باشد ، چند چیز برایش ارزش دارد و گاه تا سرحدجان ازآن حراست میکند.

اول سرزمینش، دوم دینش، سوم آدابش، چهارم آزادیش وقس علی هذا که ختم به کرامات و شرافت های اخلاقی میشود.

بی شک در برگ های تقویم هر ملتی هستند روزهایی که چون تلنگری بر اذهان میکوبند تا کسی فراموش نکند در عقبه های سخت ، چه بر ملتی گذشته است‌.

آری ، این مقدمه موجز را نوشتم تا در از روزی بگویم که به اشتباه برخی آنرا متعلق به جریان خاصی می دانند و عاشقانه سعی در کانالیزه کردن افکار مستمعان خود دارند.

هرکس سنی دارد خوب به یاد دارد که در روزهای نفس گیر تابستان و پاییز و زمستان ۸۸ بر کشورمان چه گذشت. وصدالبته به گزاف نگفته ایم اگر بگوییم همه قضاوت های ما گاه برخاسته از مقدماتی است که در اختیار داشته ایم و بی شک گاه فراتر از این مقدمات، بوده است مهماتی که ما نه دیده و نه شنیده ایم.

آری

هرکس غیرت دینی دارد لاجرم نه هتکاک ساحت قدسی ایمه ع و ارزشهای دینی است و نه هتکاک پسند‌

کشور ما این روزها از نعمتی بس بزرگ برخوردار است که به فرموده حضرت امیر ع یکی از دومجهول زندگی ماست. نعمتان ، مجهولتان ، الصحه والامان

آری، امنیت و آرامش کشور نه آسان به دست آمده است و نه آسان از دست خواهیم داد. اما یادمان نرود که از قدیم گفته اند میان دعوا حلوا پخش نمی کنند.

شوربختانه هستند کسانی که فراست خود را در گرفتن ماهی از آب گل آلود میدانند و حاضرند برای نابودی این کشور ، با دستمالی ، قیصریه را به آتش بکشند.

قانون اساسی ام التوجهات و التصمیمات این کشور است. اما باید اذعان کرد همین قانون شریف حق اعتراض را برای هر ایرانی در هر فرایند اجتماعی همچون انتخابات محترم شمرده است.

بستن فضای سیاسی کشور به گمانم راه چندان مطلوبی نباشد. بگذاریم دراین کشور "" قانون "" حرف اول و آخر را بزند. آنگاه مردم خود هرکس که در برابر قانون میل به عدول و تفسیر به رای و مصادره به مطلوب و... پیدا کند بی شک طرد و خوار و زبون خواهند کرد.

نه دی از آن روزهای ماندگاری است که معترضان قانون مدار واخلاق گراحتما بایدمسیر خود را از سواستفاده کنندگان هتاک جدا کرده و نشان دهند ارزشهای والای دینی و انسانی برایشان از پست و مقام فانی دنیا بس عزیزتراست.

اینکه آیا اینان مسیر خود را جدا کرده اند، قضاوت با ولی نعمتان کشور که همان قاطبه شریف مردم هست ، می باشد.


.

جامعه را انسان میسازد و شرافت هرجامعه بی شک برخاسته از شرافت رفتار اعضای آن است.
هنجار و ناهنجار، ارزش و ضدارزش وقس علی هذا همه و همه مرهون افعال انسانی در جوامع بشری است.
گاه آسیبی اجتماعی چون موریانه جامعه را درون میکند و غفلت امروز ، جز اشک حسرت فردا چیزی به دنبال ندارد.
این مقدمه موجز را از این جهت گفتم تا اهمیت موضوع مورد بحث ، بیش از پیش برایتان تبلور یابد.

ریاست محترم اداره ثبت احوال اردکان در گزارشی با ارایه آماری در خصوص وضعیت ازدواج در سال گذشته در شهرستان اردکان ، دونکته مهم را بیان کردند که به نظرم درخور تامل فراوان است.
به این دومهم دقت نمایید:

آمار ثبت ازدواج در نه ماهه امسال(۱۳۹۵) شهرستان اردکان:

در این مدت تعداد 447 واقعه ازدواج در اردکان به ثبت رسیده که نسبت به مدت مشابه در سال گذشته نزدیک به 15 درصد کاهش نشان می دهد

از این تعداد ازدواج 20 مورد آن مربوط به دخترانی بوده که سن آنها بین 10 تا 14 سال بوده است .

نسبت ازدواج به طلاق در شهرستان 12، استان 8 و در کشور 5 ( در استان به ازای هر 8 ازدواج یک طلاق ثبت می شود و در شهرستان به ازای هر 12 ازدواج یک طلاق ثبت شده است)


آنچه اکنون وحتی با نگاهی سطحی به این آمارتوجه هر بیننده ای را جلب می کند ، کاهش میزان ازدواج و ترویج زندگی مجردی و یا هم خانگی با پدر و مادرآنهم در سن ازدواجاست. این مسیله خود نکته ای است که بی شک باید توسط مسوولین فرهنگی شهر مورد عنایت ویژه قرار گیرد.
بی شک هرچه سن ازدواج در جامعه ای بالاتر رود، نسبت احتمال ابتلا به ناهنجاری ها و بزه های اجتماعی نیز افزایش می بابد.
مخصوصا در عصری که تکنولوژی زمینه های انحرافات اخلاقی را راحت تر از گذشته در اختیارافراد جامعه می گذارد.
فراموش نباید کرد که بیان این مسیله هرگز به معنای منفی نگریستن به جامعه شریف مجردی نمی باشد و چه بسا که برخی از مجردها ، پاکتر از متاهلان باشند که در منجلاف انحرافات اجتماعی دست و پا می زنند.
نکته مهم دیگری که درجای خود ارزش تفکر و تامل بسیار دارد این است که ترویج ازدواج در سنین پایین با توجه به عدم اشراف زوجین به مسایل زناشویی و آداب زندگی خود میتواند زنگ خطری جدی باشد.

متاسفانه جامعه در زمینه آموزش و آماده سازی فرزندان خود برای زندگی مشترک به شدت سهل انگاری کرده و ریشه بسیاری از نابسامانی های بعدی من جمله افزایش خطرناک رشد طلاق را باید در همین سهل انگاری ها دید.
فرزندان ما اکنون در فرایند تعلیم و تربیت های رسمی در مدارس کمتر به امور مهم و زیربنایی فراگیری آداب واخلاق اجتماعی می پردازند ، امری که بعدا متاسفانه ناهنجاری های زیادی در جامعه نظیر طلاق را رقم خواهد زد.

مسوولین محترم شهر:

دیگر تنها آلودگی مهمترین مشکل شهر نیست. لطفا از خواب برخیزید. فاجعه شاید نزدیک باشد. این نسل یا نسل بعدی ، مهم نیست، مهم بیدار شدن از خواب تغافل و تجاهل است.
باید کاری کرد


امر خطیر سرشماری به قول معاون محترم فرماندار با "" پایانی خوب"" به انجام رسید.

اکنون ودر اعلامهای غیر رسمی جمعیت شهرستان از مرز یکصد هزار نفر گذشته و اردکان به عنوان دومین شهرستان پرجمعیت استان ، خودنمایی میکند.

حال که برخی از دوستان خوشحال از این رشد جمعیتند شاید بدنباشد از منظری دیگر به این مهم پرداخته شود.

در مبحث جغرافیای ژیوپولتیک از عنصر جمعیت همزمان به عنوان "" تهدید "" و ""فرصت "" یاد میکنند.

بی شک باید مسوولین شهر این مهم را در نظر داشته باشند ( که قطعا دارند) اکنون این جمعیت فزاینده هم فرصت است و هم تهدید

وسوالاتی که فراروی شهروندان اردکانی است اینگونه است:

۰۱ آیا زیرساخت های شهری برای این رشد فراهم شده است؟

۰۲ در حوزه آموزش و پرورش افق آینده چگونه ترسیم شده است.؟

۰۳ امکانات تفریحی شهری آیا هم اکنون به اندازه جمعیت هست یا خیر؟

۰۳ در حوزه فرهنگ آیا برنامه مدونی برای این رشد در نظر گرفته شده است یا خیر؟

ودهها سوالی که قطعا همه دلسوختگان این شهر قبل از خوشحالی ازاین افزایش جمعیت دلنگران پاسخ های آن هستند.

آری ، گویند که پایان شاهنامه خوش ، خدا کند پایان شاهنامه شهرمان هم خوش باشد.



اربعین بیش از هرچیز دیگر یک عمود است تا راه گم نکنیم. نمادی است که بدانیم از عاشورا تا اربعین ، راه را درست آمده ایم یا نه

اربعین تبلور شعوری است که از عاشورا شروع شده و به انتهای سبز تاریخ بشریت ختم میشود.

تکریم اربعین ، تکریم باورهایی است که باید تا منتهی الیه روح یک مومن رسوخ کرده باشد و باوری ماندگار شده باشد.

اربعین ، فصل رسیدن به بلوغی است که جز با پای در وادی معرفت گذاشتن به دست نمی آید.

چله عاشورا، اربعینی است که لاجرم باید نهایت طلب یک عاشق پای در راه باشد. راهی که جز به تجدید عهد با آرمانهای والای عاشورا هموار نمیگردد.

آری

اربعین ، یک عمود است تا جاماندگان عاشورا ، در وادی پرضلالت دنیای یزیدی ره گم نکنند .

اربعین ، استمرارشعارهای پرشعور عاشوراست.


از سوی سازمان یونسکو، سومین پنج‌شنبه از ماه نوامبر هر سال را روز جهانی فلسفه نامیده اند. روزی که بی شک در پاسداشت قداست تعقل می تواند جایگاه قابل عرضه ای را ایفا کند. 


  فلسفه را چه در معنای عام آن که همان" تبیین عقلانی امور "  باشد جستجو کنیم و چه در معنای خاص که  " علم به احوال موجودات از آن جهت که وجود دارند " ، در هر معنا و مرادی که باشد  ، بی شک با ارزش ترین دانش بشری است زیرا تنها در این دانش است که "" گوهر "" وجودی آدمی و ملاک برتری او بر سایر مخلوقات که همان تفکر باشد ، به بوته ارزیابی گذاشته می شود. 


آنچه مهم است ، فاصله زیاد احوالات جامعه  تعقل گرا با جوامع احساس گرا ، تعصب گرا و جهل و یا تجاهل گراست. به قول زعیم فلاسفه جهان ، سقراط حکیم ، هیچ فضیلتی برتر از دانش نیست. 


انتظار می رود تلاش برای ساختن جامعه ای برمدار تعقل گرایی و خردورزی ، از آمال پر شرف انسان عصر مدرنیته باشد اما شوربختانه ، رفتارهایی که این روزها در جوامع بشری هم انجامش زیاد و هم مشتریانش زیادتر ، مشاهده می شود ، به خوبی واضح این مهم است که هنوز فاصله عمیقی تا نهادیه شدن ، خرد در جوامع انسانی داریم. 


کاش در گرامیداشت چنین روزپر شرفی  در کشورمان ، به فراخور حال مخاطبین ، بخش هایی از فلسفه که بی شک می تواند ، راهگشای آدمی در ساختن جامعه ای آباد بر مدار تفکر باشد ، به عموم عرضه می شد.


درد ما نبود دانش نیست ، این روزها درد بشر دوری از "" نطقی "" است که در تعریف انسان آن را ذاتی جداناپذیر انگاشته اند. نطقی که همان تفکر و تعقل است و بی شک بدون تعلیم فلسفه ، نمی توان انتظار برداشت محصولی از ذهن دور از فلسفه آدمیان داشت. 



.


یک زمانی اردکان سر بر آسمان مطبوعات استان می بالید. چه از حیث کمیت و چه از نظر کمیت ، رتبه ای کم نظیر داشت.

" آیینه" اش ، آیینه درد و رنج مردم بود و اهالی این شهر با " نفس تازه " اش جان میگرفتند.

سالها بود که سیمای معلم اخلاق شهرشان را در " سیمای اردکان " جستجو میکردند و مردمان بامروتش ، " مروت " بر دست "روزها " از سرچشمه " کوثر " حقایق جرعه ای نوش جان می کردند.

" روز دوم " همچون روز اول پرانرژی بودند و بر خود می بالیدند که در شهری زندگی میکنند که مطبوعاتش ، به همت جمعی بی ادعا ، اما پرتوان ، چشم به چشمان مردمانی دوخته اند که خواننده فهیم نوشتار آنانند.
اما اکنون جز خاکستری از آن آتش پر لهیب چیزی برجای نمانده است؟

نمایشگاه مطبوعات امسال در تهران نشان داد که مطبوعات محلی شهرمان دیگر نه رونق سالهای گذشته را دارند، نه توجهی از مسوولین پرادعای شهر میبینند ونه حتی محلی از اعراب

واین یعنی مرگ تدریجی فرهنگ یک شهر


از دیروز که خاتم اردکان بدترین باخت خانگی خود را دراین چندسال تجربه کرد، برخی نوک تیز انتقاد خود را بیش از همه بر روی سر مربی نام آشنای آن زوم کرده و هرکس به هر نحو ، تیم را آماج حملات نقد خود قرار داده است.


دراینکه بازی دیروز با کاله یکی از بدترین بازیهای سالهای اخیر اردکان بود شکی نداریم اما به گمانم کمی از انصاف به دور است که همه چیز را تمام شده فرض کرده همه را متهم قلمداد کنیم.


آنانی که خاک گود ورزش خورده و گردی از ورزش بر سر و روی دارند می دانند که گاهی روز ، روز تیم تو نیست.اما این دلیل بر غرض ورزی و یا خدای نکرده اهمال عمدی سرمربی کادر فنی و برخی از بازیکنان نمی باشد.


آقای میرحسینی را همه می شناسیم، پرافتخارترین بازیکن و مربی عرصه توپ و تور استان است.نه نابلد است و نه مغرض فقط دیروز بخت یارش نبود.


یادمان نرود سال گذشته در روزهای سختی که آرمان ورزشی داشت و نادر قاضی به دلایلی در کنار تیم نبود، مدیریتهای او تیم را نگه داشت.


البته واضح است که کادر خدوم و زحمت کش تیم نشسته و باخت دیروز را تحلیل فنی نمایند تا درس عبرتی برای تیم باشد.


والیبال دراین شهر با تماشاگرانش زنده است. تیم را تنها نگذاریم و هرگز فراموش نکنیم که در استان یزد تنها یک تیم لیگ برتر والیبال وجود دارد
آنهم

:raised_hands::raised_hands:خاتم اردکان


این روزها برخی همه جوره بر ساحت مقدس آموزش و پرورش می تازند.

چه از آن دوست عزیزی که یک اصل روان شناسی معروف و خلاقیت ساز را دست مایه نقد از روند کاری یک آموزگار در مدرسه ای می کند تا دوست معمم غیر فرهنگی که در جمعی کاملا فرهنگی چنان پنبه زحمات خالصانه معلمین در کلاس و درس و مدرسه را می زند که .......

وعجبا که این روزها چنان "" آرامش "" بر ارکان آموزش و پرورش شهر حاکم است که حتی کسی حاضر نمی شود از این عرصه به کلامی دفاع نماید.
وشوربختانه تر از همه چیز اینکه برخی از این ترکتازی های در حضور ارشدین این اداره صورت می گیرد.

حقیر به عنوان معلمی کوچک از جمع شخیص فرهنگیان شهرم به سهم و زعم خویش اظهار نظرکسانی که خود هرگز حاضر به شنیدن کوچکترین نقد از حوزه کاری و تحصیلی خود نیستند ، محکوم کرده و بلند فریاد میزنم:
آموزش و پرورش این شهر صاحب دارد.

البته صاحب آن ، جماعت زحمت کش و قاطبه شریف قریب به ۲۰۰۰ فرهنگی است.

پس قصور و اهمال برخی را دستمایه نقد تمامی حوزه با شرافت آن نکنید.

.

مطبوعات را آنانی که دستی بر سیاست دارند، رکن چهارم دموکراسی نامیده اند و میزان اعتبار هرکشور در عرصه مردم سالاری را درآزادی مطبوعات آن جستجو میکنند.


این روزها و با گسترش مطبوعات مجازی که جایگزین مطبوعات کاغذی و سایر رسانه های سنتی شده است ، بیش از گذشته این مهم رخ می نماید که فضاهای مجازی اعتبار و اهمیت زاید الوصفی دارند.

این مقدمه موجز را از آن جهت نوشتم تا اشارتی هرچند کوتاه به اهمیت و اعتبار نقش مطبوعات در عرصه دموکراسی داشته باشم.

وامابعد

دیر زمانی است که آستانه تحمل برخی به شدت پایین آمده است ، این"" برخی"" هم قلم بدستان مطبوعات مجازی شهرمان هستند وهم مسوولین معزز

نگاهی به وضعیت فضای مجازی در اردکان نشان می دهد چندان این رکن چهارم ، نتوانسته است خوب عمل نماید. واین خوب عمل نکردن دو سویه بوده است. یعنی هم اهالی رسانه گاهی قصور کرده اند و هم گاهی مسوولینی که به نوعی خطاب نوشتارهای مجازی بوده اند از نقدی ساده چنان آشفته شده اند که...

از احضار و اخطار برخی نویسندگان فضای مجازی گرفته تا تعطیلی صفحات مجازی که در این فضا قلم می زدهمه نشان از ناتوانی ما در مدیریت رکن چهارم دموکراسی دارد.

حقیر براین نیستم که تمام قد از تمام مکتوبات نویسندگان فضای مجازی شهرم دفاع کنم ، هرگز ، قریب به اتفاق همه آنها آماتورند و خالی از هرگونه سواد حرفه ای رسانه ای و بسیاری از اشتباهات و قصورهای کاری آنان در فضای مجازز برخاسته از همین کم سوادی آنان در عرصه رسانه است.

اما آنان کسانی هستند که بی مزد و منت تنها برای شهرشان قلم می زنند و در انعکاس اخبار و رویدادها چندان بغض و کینه ای ندارند ،هرچند شاید همین غیر حرفه ای بودن برایشان گران تمام شود اما باید بپذیریم که دایره تحمل مسوولین نیز باید کمی بزرگتر شود.

اردکان ، شهری است که اگر نقد منصفانه و یا انعکاس ضعف و کاستی ها درآن نباشد ، مرده شهری بیش نیست. از همکاران خوبم میخواهم تا بارعایت اخلاق حرفه ای دنیای رسانه موجبات آرامش و بهبود وضعیت شهرمان را رقم بزنند و خدای ناکرده در انتشار اخبارشان حیثیت و اعتبار کسی را زیر سوال نبرند.

واز همه مسوولین محترم شهر عاجزانه درخواست می شود مصداق عینی این حدیث شریف باشند که: بهترین دوستانم کسانی هستند که عیب هایم را به من هدیه می کنند.

.