X
تبلیغات
رایتل

رمضانی دیگر فرا رسید ؛ از غلغله مغازه ها ، حرف های خودمانی در جمع های خانوادگی  ، غبار روبی مساجد  و تغییر فضای مجازی به راحتی می توان فهمید که بهترین ماه خدا در راه است.


در شرافت این ماه اعظم همین بس  پیامبر مکرم اسلام ( ص ) به  کرات از آن به جلالت یادکرده است و در فضیلت عبادت در این ماه سخن ها گفته است. ماهی  که تبلور ظهور چند رویداد مهم در دین مبین اسلام است :

1- نزول دفعی قرآن

2- وجودلیالی مبارکه قدر 

3- وجوب روزه  

4- بهار قرآن 

5- میلاد خجسته  کریم اهل بیت امام حسن مجتبی ع 

6- شهادت حضرت امیر ع  

7- استحباب صله رحم

8- تکریم افطاری دادن به برادران دینی 

و دهها فضیلت دیگر.


روزه را آنگونه که شهید محراب رمضان (ع ) فرموده اند : به قلب است و زبان وشکم . و چه نیکوست روزه ای  که سرشار از طعم خوش  تقوایی باشد که هم نگاه ، هم لسان ، هم اعضاء و هم شکم را در جلوگیری از گناه یاری رساند.


بکوشیم تا حد امکان روزه دار واقعی این ماه عزیز باشیم  که بی شک ذات اقدس حضرت اله خود فرموده اند که:  الصوم لی و انا اجزی به 


روزه از آن من است و خود به آن جزا می دهم

 


 امروز دقیقا دو دهه از روزی می گذرد که مقام معظم رهبری در همان ایام از آن به "" حماسه "" تعبیر کردند. دوم خردادی که شاید بتوان گفت برای اولین  باز پس از انقلاب شکوهمند ایران اسلامی ، معادلات روی کاغذ خیلی ها را هم زد. 


اکنون و پس از گذشت بیست سال از آن روزهای پر التهاب  و شور ونشاط ، حرکت دوم خرداد نشان داده است که اولا کف بر روی آبی نبود که  برود و دوما در هر دوره ، با پوست اندازی ، هویت و شمایلی جدید به خود می گیرد. 


در باب آفت شناسی حرکت دوم خرداد ، سخن ها رفته است که در این مجال اندک نمی گنجد ، اما اگر بخواهیم به دور از تعصب و در سایه سار انصاف سخنی رانده باشیم ، به گمانم این جریان فکری  را نیز نباید عاری از آفت و چالش و ضعف و... دانست . 

نتیجه تصویری برای دوم خرداد



دوم خرداد شاید به تنهایی نه نماد کاملی از اصلاح طلبی ( به معنای واقع آن ) است  ونه بزرگان این جریان آنرا به ادعا کشیده اند. دوم خرداد ، برخلاف ظن برخی نه پشت پا زدن به اصول انقلاب است ونه ساختار شکنی در نظامی است که بدنه آنرا ""مردم سالاری"" دینی تشکیل می دهد.


هرچند در این سالها ، شاید خیلی ها از نام دوم خرداد  سوء استفاده ها کرده و ساختارهای قانونی و عرفی جامعه ما را به سخره گرفته و یا حتی در لباس "" اصلاح طلب "" قصد براندازی نظام را نیز داشته اند ، که  خدا را شکر در جای خود ، منکوب شده و هرگز نتوانسته اند ، جریان غالب اصلا ح طلبی شوند اما نباید فراموش کنیم که تمام هم و غم خود را مصروف اعتلای  جریان فکری اصیلی کنیم که کوشیده است  تا با حفظ اصول انقلاب ، نگاهی نو به فروعی بیاندازد که در گذر زمان می تواند لباس تغییر و تحول را بر خود بپوشاند. 


دوم خرداد ،    تنها یک روز در تقویم این کشور نیست ، باید بپذیریم که اکنون به جشن تولد جوانی 20 ساله نشسته ایم که بیش از هرزمان دیگری به بلوغ فکری رسیده است. جوانی که بی شک برای رسیدن به روزهای بهتر عمرش به تجربه گهربار بزرگان ،احتیاج مبرم دارد. 


 

نتایج انتخابات اعلام شد. هم تکلیف ریاست جمهوری مشخص شد و هم شورای شهر ، اهالی خود راشناخت . قبل از هر سخن دیگر باید از همه دست اندرکاران برگزاری این رفراندم عظیم ملی که به نوعی ، تائید نظام مقدس کشورمان با حضور خیره کننده مردم در پای صندوق هاست ، تقدیر و تشکر نمود . وصدالبته تشکر اصلی را باید از مردم فهیمی دانست که با کمترین مشکل و تخلف یکی از بزرگترین انتخابات دنیا را رقم زدند.


,وتشکر ویژه از عزیزان هیت های اجرایی و نظارت ، عوامل خدوم نیروی انتظامی و بسیج  و خیل بیشماری که شبانه روز تمام تلاش خود را برای صیانت از آراء مردم به کار گرفتند.


در باب ریاست جمهوری ، تکرار دوران خدمت جناب آقای روحانی فرصت بسیار خوبی است تا هم ضعف ها و کاستی های دوره قبل جبران شود و هم با نگاهی به افق ایران 1400 از تمام ظرفیت های خالی کشور برای آبادانی و ریشه کنی معضلات استفاده شود.


چه آنانی که رای خود را با کد55  ( جناب آقای روحانی ) به صندوق آرا ریختند وچه کسانی که آقای رئیسی را اصلح می دانستند اما در رای شماری به رقیب باختند همه و همه بخشی از مردم عزیز کشورمان هستند که در جای خود مورد احترام و ارزش هستند.


واما انتخابات شورای شهر اردکان ، پیام های نهفته زیادی را در خود داشت. به این جدول واعداد آن خوب نگاه کنید.


نام

1392

1396

رشد / افت رای

سید محمد حسینی پور ( سید قناد)

10127

8102

افت

محمد جواد شاکر

5662

8777

رشد

جاوید عیدانی

6981

4759

افت

سید حسین عطری

6535

2678

افت

منصوری خواه

5056

3174

افت

شهرام  گل

5125

6679

رشد

محسن ملت

40140

5055

رشد

 

با نگاهی  گذرا به  این جدول به خوبی می توان دریافت که از مجموع 7 عضو فعلی شورای چهارم که مجددا کاندیدا شده بودند ، تنها سه نفر توانستند به شورای پنجم راه پیدا کنند . آقایان  حسینی پور ، شاکر و گل و دراین میان آقایان شاکر و گل با رشد رای و آقای حسینی پور با افت رای پای به شورای پنجم گذاشته اند.امار نشان می دهد که آقای ملت علی رغم رشد رای اما مکانی بهتر از آخرین علی البدل نیافته اند.


متاسفانه از قشر فرهنگیان هیچ نماینده ای در این شورا حضور ندارد.

از چهار نامزدی که در کسوت روحانیت بودند تنها یک نفر به شورا راه یافت  


نکته  قابل تامل اینکه تنها روحانی راه یافته به شورای پنجم یعنی جناب آقای حسینی پور از جایگاه اولی خود  در دوره چهارم به  رتبه پنجم در شورای پنجم نزول کرده است که بی شک این نیز در نوع خود حایز اهمیت  است.


ذائقه اجتماعی مردم شهر با این نتایج نشان داد که تغییر اساسی کرده است و کمتر می توان با تحریک تنها احساسات قومی و محله ای ، کرسی شورا را تصاحب کرد.

وباز هم خیل عظیم بانوان شهرمان هیچ نماینده ای را در جمع هفت نفر اصلی ندارد که در نوع خود جای تامل فراوان دارد !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


ریزش 2222 رایی نفر دوم شورای چهارم در جلب اعتماد مردم به خوبی نشان می دهد که آنچه برای مردم مهم بوده است ، عملکرد افراد در زمان تصدی می باشد نه تبلیغات بعضا دهان پر کن و حتی انبوه



و اما سخنی با  هفت عزیزی که اکنون با رای اعتماد مردم شهر پای به صحن شورای شهر گذاشته اند :


1-      چهار سال به سرعت برق می گذرد و عملکرد ما همچون اعضای فعلی شورای شهر در رصد درک مردم قرار داشته و شما قطعا باید پاسخگو باشید.

2-      الحمد لله ترکیب فعلی نشان می دهد که چهره های وزین و کار کرده بسیاری درر جمع هفت نفر وجود دارند که حضور دو شهردار اسبق شهر نشان از عملکرد مثبت این دو عزیز در منظرمردم شهر دارد.


3-     ** حلقه های مشاوره ای شورا قطعا باید قویتر از گذشته باشد.

4-    **  ضعف های شورای فعلی به خوبی رصد شده و اجازه انتقال آن به شورای پنجم را ندهید.

5-    **  کمیسیون های مختلف شورای همچون بازی آن شورا عمل کرده و بی شک تقویت اعضاء کمیسیون ها به افراد صاحب نظری که بعضا در جمع داوطلبین هم بوده اند اما فرصت حضور در جمع هفت نفر را نیافته اند ، قطعا موجب افزایش کارایی شورا خواهد شد.

6-     ** به نظر می رسد شورای پنجم شهردار فعلی را حد اقل با رویکرد فعلی آن نخواهد پذیرفت پس از هم اکنون باید به فکر شهرداری قوی درحد  شهری باشیم که مردم آن توقع های  زیادی هم برای آبادانی آن ندارند

7-      و در آخر ، هیچ شورایی بدون حمایت مردم ،  ره به جایی نخواهد برد. اکنون که این افراد را با رای اعتماد خود به شورا فرستاده اید ، درر عمل نیز نهایت حمایت خود از آنان را نشان دهید تا این عزیزان نیز بتوانند ، با پشت گرمی بیشتری به کار ادامه دهند . انشا الله 


.

این روزهاودر پی منویات مقام معظم رهبری در جمع فرهنگیان که به مناسبت گرامیداشت "" روز معلم "" برگزار شد ،بحث  در خصوص محتوای سند 2030 به شدت داغ است ، هرچند گاهی متاسفانه در کشور ما گاهی  اصولی مهم در هیاهو های سیاسی کاری برخی فراموش شده و یا حتی در یک نقد صریح قرار نمی گیرد تا کم و کیف آن ، آن چنان که شایسته است، تبیین شود ، اما رسالت حقیر به عنوان قطره ای از دریای پرشرافت فرهنگیان ایران اسلامی ایجاب می کند، به زعم خویش نکاتی هرچند موجز معروض دارم .


ناگفته نماند که مصاحبه امروز معاون حقوقی ریاست محترم جمهور ، شاید بخش اعظمی از مبهمات این  متن جنجالی را تنویر کرده و تا حدود زیادی خاطر دلسوزان نظام تعلیم و تربیت را فراغت بخشیده باشد. 


************************************************************************

درج خبر از سایت : خبرآن لاین:

متن فارسی و انگلیسی اعلام تحفظ که در دبیرخانه یونسکو رسما ثبت شده و هم اکنون در سایت رسمی یونسکو به شرح زیر قابل رویت است به ترتیب زیر است:

متن فارسی تحفظ

جمهوری اسلامی ایران خود را متعهد به بخش‌هایی از چارچوب اقدام آموزش 2030 که به هر شکلی در تعارض با مقررات و اولویت‌های ملی،‌باورهای دینی و ارزش‌های فرهنگی جامعه‌ ایرانی تفسیر و تعبیر شوند، نمی‌داند.

متن انگلیسی تحفظ

The Islamic Republic of Iran is not committed to those of the framework for action education 2030 that might in one way or another be interpreted as contradictory to the national legislations and priorities, religious beliefs and cultural values of the Iranian society.

این متن در ساعت 59/9 دقیقه صبح روز چهارشنبه 13 آبان ماه 1394 (4 نوامبر 2015) در سایت رسمی یونسکو به آدرس زیر درج شده و اکنون نیز در سایت یونسکو قابل مشاهده است:

http://www.unesco.org/fileadmin/MULTIMEDIA/HQ/ED/ED_new/pdf/iran.pdf

مجید انصاری معاون حقوقی رئیس جمهور


****************************************************************

ناگفته پیداست که مردم شریف ایران اسلامی ،  حساسیت زاید الوصفی بر ساختار صوری و محتوایی آموزش و پرورش کشور داشته و بی شک آنچه نباید از دید دولتها ، مغفول بماند ، تلاش برای برنامه ریزی هرچه بهتر تریبت نسلی دین محور و مشحون از آمیزه های اخلاقی و دینی است.

بخش دیگر تاسف حقیر به این برمگیرد که برخی محتوای سند یا توصیه نامه را نخوانده ، بانگ وا اسلاما سرداده اند که در جای خود و دراین روزهای پرالتهاب ، جای تعجب دارد!!!!!!!!!!!!!!!!  کشورما بیش از هرچیز دیگری به آرامش و سکون نیاز دارد و شاید طرح داغ برخی از مطالب در این روزهای حساس ، در التهاب آفرینی نقشی اساسی داشته باشد.


البته حقیر معتقدم که این روزها متاسفانه حال و روز چندان خوبی در آموزش و پرورش حاکم نیست. تغییر دو وزیر در چهار سال نشان از عدم ثبات مدیریت در سطح وزارت می دهد ، کرامت انسانی و حفظ شان و منزلت جامعه خدوم فرهنگی ، این روزها کم رنگ شده است و متاسفانه نوعی از رکود و خمودی مشهودی در بدنه این وزارت به چشم می آید. که انتظار بهبود آن در دولت اتی ، امری نامعقول نیست. 

در تمام دنیا آنانی که پیشرفت کشورشان را خواهانند ، نگاهی ویژه به آموزش و پرورش کشورشان دارند و این نگاه ویژه تنها به مادیات محدود نمی شود ، به نظر حقیر مهمترین بخش هر آموزش و پرورشی برنامه ریزی آن بر محور "" کرامت انسانی "" می باشد. 


این روزها که متاسفانه در کشور ما همه چیز رنگ و بوی  سیاسی کاری به خود گرفته و هرکس در مصادره به مطلوب امهات انقلاب از رقیب پیشی میگیرد ، انتظار می رود از شنبه 30 اردیبهشت  هر دولت شخیصی که قرار است سکان دار نظام اجرایی کشور گردد ، بیش از گذشته برای آموزش و پرورش رنجور کشورمان ، هزینه کند. 


..........


شنیده ام و بسیار خوشحالم که نبودم تا ببینم ، در یکی از مساجد شهر به گمانم دو واقعه تامل برانگیز رخ داده است

اول : در یک جابجایی ائمه جماعت بین دو مسجد ، نمازگراران بابصیرت مسجد "" الف" " به روحانی و پیشنماز مسجد "" ف "" اجازه اقامه نماز را نداده اند که این حرکت در نوع خود هم بدیع ؛ هم فجیع و هم .... می باشد. 


دوم :  کسی که خود را دکترای روان شناسی می داند و به کرات در مسجد النبی برای مردم وعظ روانی کرده است ، در جلسه ای به ظاهر بصیرت افزایی ، به تبیین شاخصه های تقوا و بی تقوایی سیاسی پرداخته است.


دراینکه تخصص ایشان تا چه در در ارتباط با مقوله    ""  تقوا   "" و آنهم مقوله تقوای سیاسی است بماند که ... اما جناب آقای دکتر به نظر شما اینگونه داد سخن دادن و کوبیدن طرف مقابل و تهییج مردم برای اجابت دعوت رای طرف دیگر این خود  تقوا است ؟؟



حرمت مسجد بسیار فراتر از این جریانات سیاسی است که چند سالی مهمان کشور هستند .مگر یادتان نیست در ادوار گذشته برخی حتی علما از دین تا چه حد برای شخصی مایه گذاشتند  و امروز ظاهرا آلزایمر تاریخی گرفته و باز همان اشتباهات را تکرار می کنند. 


این روزها که به روز سرنوشت  نزدیک تر می شویم ، ظاهرا برخی یادشان رفته است که شنبه 30 اردیبهشتی هم در کار است. روزی که کشور به آرامش ، امنیت ، ثبات و اقتدار نیاز دارد. 


با رفتارهای خود کاری نکنیم که کسی خدا ناکرده از اصل انقلا ب ناامید و یا سرخورده شود. کاش بر در مسجد و منبر و محراب می نوشتند """ استفاده شخصی ممنوع ""



.


جمعه پیش روی یکی از مهمترین روزهای سال 96 است. روزی که بی شک جمهوریت نظام در آن تبلور یافته و یکی دیگر از برکات نظام مقدس جمهوری اسلامی که همان انتخابات "" باشد ، به منصه ظهور می رسد. 


پیشاپیش برخود فرض میدانم  از زحمات صادقانه کلیه عوامل اجرایی و نظارتی که از مد تها قبل برای هرچه بهتر برگزاری انتخابا ت تلاش بی وقفه نمود ه اند ، تقدیر و تشکر نمایم. 


واما فارغ از انتخابات ریاست  جمهوری که در جای خود اهمیت زاید الوصفی دارد و مردم فهیم کشورمان بی شک در جمعه آتی  به گونه سرنوشت خودرا رقم می زنند که "" بهترین "" را انتخاب کرده باشند. 


 حکایت شورای شهر ، حکایت دیگری است:


قریب به 50 نفر اعم از زن و مرد زحمت کاندیداتوری را کشیده و خود را در معرض آرای مردم فهیم ار دکان قرار داده اند ، این روزها به هر کجا که سر بزنی نشانی ازحداقل  یک نامزد بر در و دیوار شهر می بینید. نشان هایی که بعضا چهره شهر را مخدوش نیز ساخته است .


هرچند در برخی مواقع متاسفانه کسانی که حتی خود عضوی شورای چهارم بوده اند و یا قصد ورود به شورای جدید را دارند ، نظافت شهری را فدای تبلیغات خود کرده اند و برای نصب پوسترهای تبلیغاتی شان حتی از درخت های سطح شهر هم نگذشته اند    اما آنچه از همه چیز بیشتر اهمیت دارد  ، انتخاب اصلح ترین افراد برای ورود به ساختمان شورای شهر است. 



اردکان این روزها بیش از هر زمان دیگر به دو عنصر تخصص و جوانی احتیاج دارد. شورای چهارم به گمانم هرگز نوانسته است انتظارات به حق مردم شهر را برآورده سازد. شورایی که در اغلب تصمیمات خود ظاهرا تابعی از توابع شهرداری بود و به کرات شاهد بروز پیمانکاری های ناموفق در سطح شهر بودیم که هنوز هم متاسفانه برخی از این ضعف ها ادامه دارد. 


هرچند این روزها اهالی شورای چهارم به جز دونفرشان ، دوباره عزم خدمت به همشهریان خود کرده و به این سادگی دل از ساختمان تازه نو نوار شده شورا نمی کنند ، اما به نظر می رسد فهم مردم این روزها بالاتر از گذشته شده و شاید تعدادی از این عزیزان ، عطای عضویت در شورای شهر را به لقایش ببخشند. 


اکنون وقت مردم است که با درایت و تیز بینی کسانی را از طرف خود به شورای شهر فرستند که از قصورات گذشته ، درس گرفته  ودر ساختن اردکانی هرچه آبادتلاش نمایند. 


به گمانم همه کسانی که با رای مستقیم مردم لیاقت حضور در شورای شهر را یافتند نباید از کناراین مسائل به سادگی بگذرند :


1- توسعه متوازن و پایدار شهر

2- کاهش آلودگی زیست محیطی

3- توسعه حقوق شهروندی بر مبنای منشور شهروندی

4- تکیه بر شالوده های دینی و معنوی شهر در تربیت جوانان و کاستن از مشکلات موجود

5- توجه بیش از گذشته به مبلمان شهری و استفاده از علم  روانشناسی  و نظر صاحب نظران در این خصوص

6- احیای کمیسیون های تخصصی شورا و استفا ده از همه ظرفیت های موجود در شهر

7- نظارت بیشتر بر شهردار و امورات شهرداری

8- تهیه نقش جامع فرهنگی شهر 

9- توجه ویژه به مقوله گردشگری 

10- و...


شاید اینها قطره ای از دریای مواجی بود که این روزها ، اردکان بیش از گذشته در خود لمس می کند.  به امید انتخاب شایسته ترین افراد برای شورای پنجم شهر



.

وباز حادثه ای ناگوار ، خانوا ده هایی را در شهر به داغ و سوگ نوجوانانشان ، نشاد. قبل از هرچیز برخود فرض می دانم به خانواده های محترم ابویی و ابومحمدی عرض تسلیت داشته و برایشان از خداوند منان ، طلب صبر نمایم.  


اما در بعد ریشه یابی بروز چنین رفتارهایی که معمولا نه عرف پسند است ونه قانون مد ار ،حتماباید کارشناسان امر اظهار نظر نموده و زنگ خطری که در جامعه به صدا در آمده است را جدی بگیرند. 


شاید این روزها در نوشتارهای فضای مجازی ، برخی انگشت اتهام را به سویی این و آن نشانه گرفته و همه را به نوعی شریک این اتفاق شوم می دانند ،  اما  به گمان حقیر آنچه نباید مورد اغفال قرار گیرد  ریشه یابی این حوادث و تلا ش برای خشکاندن ریشه های آن است .

 

بی انصافی است اگر بخواهیم در این حوادث ، مثلا  تمام قصو ر و کوتاهی را به گردن خادمان نیروی انتظامی انداخته و اینگونه وانمود کرد که اگر  مثلا نیروی انتظامی  با نوجوان موتور سوار برخورد شدید تری می نمود شاید این اتفاق  نمی افتاد.


مطمئن باشید تا فرهنگ سازی مناسبی دراین زمینه ( استفاده درست از وسایط نقیله ) صورت نگیرد، یک دست نیروی انتظامی ، بی شک صدا نخواهد داد. نیرو ی انتظامی بی شک محدودیت های نیرو و امکانات را داشته و توقع حضور دائمی و برخوردهای سلبی از عزیزان زحمت کش این نیرو به گمانم کمی بی انصافی است. آنان نیز به فرهنگ سازی ترافیکی  اعتقاداشته  و می دانند بدون فرهنگ ، زحماتشان ثمره کاملی ندارد. 


اکنون سوال اساسی این است ؟


سازمانها و نهادهای دیگری که به نحوی متولی فرهنگ  سازی این شهر هستند ، دقیقا چه نقشی را   ایفا نموده اند ؟؟ آموزش و پروش در این پازل در کجای صحنه ایستاده است ؟ شورای شهر برای توسعه فرهنگ شهری مخصوصا در زمینه ترافیک ، چه کارهایی را انجام داده است ؟ ائمه جمعه و جماعت که رهبران دینی شهر محسوب می شوند ، تا چه میزان  در این زمینه کوشیده اند ؟؟


پس عزمی باید در این شهر جزم شود تا در آینده یاشاهد بروز این حوادث تلخ نباشیم یا میزان تکرارش به حدااقل  برسد. ان شاء الله 


.

مرگ یک ملت  زمانی فرا می رسد که بانیان فرهنگ و تعلیم و تربیت آن ، کم کم به بوته فراموشی سپرده شده و کمتر سراغی از آنان گرفته شود.


 امسال نیز هفته گرامیداشت مقام معلم به پایان رسید و همچون دو سال گذشته ، هیچ مراسم و اجتماع بزرگ فرهنگیان دراین شهر برگزار نشد. 


هرچند حقیر آن زمان هم که اینگونه مراسم ها برگزار میشد ، آنرا نوعی تشریفاتی و صوری می دانستم ، زیرا هنوز هم براین باور که مراسم روز معلمی که معلم نتواند آزادانه حرف هایش را بزند ، مراسم نیست. تشریفات و باری به هر جهت است.



هفت ماه از عدم پرداخت مطالبات فرهنگیان در زمینه حق التدریس می گذرد ، بی آنکه در این میان کک کسی گزیده باشد ، دوسال است که دیگر "" معلم نمونه "" انتخاب نمی شود وهیچ کس  حتی اعتراضی هم نکرد که مگر ما برگزیده و نمونه نداریم ؟ اعمال سلیقه ها در همه بدنه آموزش و پرورش رسوخ پیدا کرده است  ،  نظام آموزشی مشکلات عدیده ای دارد ،و... اینها شاید بخش اندکی از مشکلا ت فرهنگیان باشد که این روزها ، فرصت و مجال بروز و پیگیری در مجامع عمومی را نیافته است.


همکارانم سرشار از مشکلات صنفی و شغلی خود هستند اما کو آن جمع و اجتماعی که راحت بتوانند حرف خود را بزنند ؟ روی سخنم با جناب آقای فرماندار است ، شما به عنوان نماینده  دولت در شهرستان ، در این قریب به دوسال عمر خدمتتان در کدام جمع پرسش و پاسخ فرهنگیان حضور یافته اید؟ و متاسفانه همیشه حضورتان را به شرکت در چند مراسم در مدارس  و یا حداکثر حضور در شورای منطقه ای خلاصه کرده اید. 


شاید توقع زیادی نباشد که بپرسیم چرا نماینده شهر تنها به ارسال پیامی برای این روز بسنده می کند و سراغ اجتماع فرهنگیان را از مسئولین آموزش و پرورش شهر  نمیگیرد تا لختی را بدون هیچ مانعی مستقیم ، به مشکلات فرهنگیان گوش فرا دهد ؟


نمی دانم ، هرچند شاید این نوشتار نیز همچون سایر نوشتارهایم ، به مذاق برخی خوش نیاید ( که صدالبته مهم نیست ، چون مذاق آنان ، ملاک حق و ناحق نیست ) اما گمان می رود که بی مهری های فراوانی در حق جامعه خدوم فرهنگی صورت می پذیرد که شاید گفتن همه آنان در این مجال نه جایز است ونه لازم 


آری ، اگر معلم به بوته فراموشی سپرده شد ، فاتحه یک ملت خوانده است. 


.

.

"" روز شریف ""  روزی بود که پر هیاهو برخاست ، قد علم کرد ، جلسه تشکیل داد، کانال ساخت ، روزنوشت نوشت ، کمیسیون تشکیل داد و آخر الا مر "" ابتر "" ماند. ر وزی که در ورای آن کارشناسان زیادی برای مشاوره وقت گذاشتند و خیلی ها علم مخالفت برافراشتند ودر فضای مجازی به نقد و جرح این روز اقدام نمودند. 


نمی دانم دوستانم در هیات اجرایی این ""  روز "" ،  چالش ها و فرصت های این ناکامی را به درایت و تدبیر تورق کرده اند یا خیر ، اما نمی دانم آدم با وقوع این واقعه باید به یاد ضرب المثل ""  سنگ بزرگ نشانه نزدن است" بیافتد و یا ضرب المثل "" جیب خالی ، پز عالی ""


شوربختانه در بخشی از اجرائیات این  "" روز "" مثلا در بخش عکاسی ، علیرغم تبلیغات فراوان ، نه نتایجی اعلام شد و نه حتی کسی از شرکت کنندگان ولو حتی اگر یک نفربوده است ، تقدیر وتشکری کرد ، و این غفلت بی شک هم شأنیت بانیان و هم کلاس مجریان این امر را پایین خواهد آورد.


این گونه رفتارهای ضعیف و دور از مدیریت منسجم  ، بی شک در سالهای بعد می تواند آفت ویرانگری برای انجام این مراسم باشد. ای کاش دوستان خوبمان در مجموعه "" روز شریف "" در آرام بخشی پس لرزه های این روز کمی تا قسمتی ، بهتر رفتار می کردند و این مهم را نیز فراموش نکنند که در روز 29 اردیبهشت ، ذهنیت مردم از مدعیان انجام یک کار بزرگ و نیمه کاره رها کردن آن ، چیز دیگری خواهد بود. 


به امید روزهای آفتابی  برای محله خوب "" شریف آباد"" 



.............


قداست هرشغل به موضوع آن است و تعلیم و تعلم ، قداستی بس بزرگ  و شغل معلمی اشرف همه مشاغل دنیاست . در هر کشور و جامعه ای ، ازآن جهت معلمین را گرامی می دارند که نسل سازند و فرصا ساز


هرچند دراین میان دو نکته هرگز نباید مغفول واقع گردد  یکی اینکه هرآنکس ردای معلمی برقامت خود می پوشد ، بکوشد معلمی باشد به همه جهات دیگراحسن و دوم اینکه نگاه دیگران نیز باید به این قشر فرهیخته جامعه تغییر یافته و مسئول و غیر مسئول نیز باید نگاهشان ، قداست بخش باشد تا...


یک معلم ، آزاد می اندیشد و هرگز اندیشه خود را ارزانی جماعت نان به نرخ روز خوری که برای تمسک بیشتر به پست و مقام دنیا ، حاضرند چوب حراج بر شرافت ارزش های اخلاقی بزنند ، نمی کند.


یک معلم ، می داند که فضای کلاس ، فضای انسان سازی است . او می داند که نگاهش ، لباسش ، کلامش  و... هریک خواسته وناخواسته ، الگویی است برای شاگردانی که چون تشنه ای در کلاس درسش به تلمذ نشسته اند.


آری : هرچند متاسفانه این روزها همچون روزهای گذشته  پردردمان ، احساس می شود دایره نگاه آنانی که خود باید وسعت بخش دید در مجموعه آموزش و پرورش باشند ،تنگ و تنگ تر شده است و حتی برخی می کوشند هنرنداشته خود را در امنیتی کردن فضای آموزش و پرورش بیابند ، اما همه این ها به گمانم روسیاهی است که بعد از زمستان رفته بر رخ زغال ها می ماند.


معلمین ، قداست شغل خود را به چیزی نخواهند فروخت ، چون سرو بر قامت استوار ارزشهای اصیل شغل خود خواهند ایستاد و همه نامروتی های روزگار را به جان خواهند خرید اما به ضدارزشهای اخلاقی این روزهای برخی ، کمر تعظیم خم نخواهند کرد.


من یک معلمم و در این اواخر سه دهه از عمرم که در کسوت پرشرافت معلمی گذرانده ام ، خوشحالم که بخش اعظم بهترین سرمایه های شغلم که شاگردانم هستند ، از من آموخته اند که در کلاس درس دروغ ، تزویر، تعصب و تحجر جایگاهی ندارد. کسانی که اکنون بسیاری از آنان برای خود مردان بزرگی شده اند ، شاید نیک می دانند که معلمشان کوشیده است تا از آنان مردان بزرگ اخلاقی بسازد ، هرچند خودش نمونه کامل اخلاق نبوده است اما حرفهایش ، به مدار انسانیت نزدیک بوده است. باشد تا در این جایگاه وزین ، شرافت و کرامت  اخلاقی حرف اول و آخر را زند.


انشاءالله




........